سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بشارت تولد دختری دادند. حضرت با نگاهی به چهره اصحاب دریافت که آنها از این خبر ناخرسندند، از این روی فرمود: شما را چه شده، گلی به من داده شده که او را ببویم و روزی‌اش بر عهده خداوند متعال است.(1)

یک بانوی مسلمان باید هفت خصوصیت داشته باشد تا شایسته این همه لطف رسول خدا صلی الله علیه و آله گردد. این خصوصیات به قرار زیرند: 

 

1- با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی"‌  است

دختران "شش سال" زودتر از پسرهای هم سنش به عقلانیت، خودکاری، خودباوری، خود انضباطی، خود مدیری و بلوغ می رسند. دختری که به این مراحل از رشد رسیده است، خود را گنج بی پایانی از مهر و محبت و "صفات" زیبا می بیند و نیازی به "خودنمایی"‌، "بدن نمایی"، ،"‌ریاکاری"‌ و رفتارهای مصنوعی" ندارد. بنابراین گفتار، رفتار و اخلاق او خردمندانه و شایسته و شخصیت او و با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی"‌ است.

او قدر و قیمت خود را می داند و مانند آن زنانی نیست که به گفته رسول خدا (صلی الله علیه و آله  در عین پوشیدگى برهنه اند (لباس هاى بدن نما و جوراب هاى نازک مى پوشند) هوسباز و دلفریب مى باشند، موهاى خود را طورى آرایش مى کنند که مانند کوهان شتر جلوه مى کند. اینان داخل بهشت نمى شوند و حتى بوى آن را استشمام نمى کنند، با این که بوى بهشت از راه بسیار دور شنیده مى شود.(2) جهانگردان فراوانی با تحمل هزینه های سنگین از کشورهای مختلف به عشق تماشای متانت "راه رفتن"‌ و ظرافت "چای ریختن" دختران ژاپنی همه ساله به ژاپن سفر و وقار آنها را تحسین می کنند.

همه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه‌" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری”‌" را "بدون هیچ آموزشی"‌‌ نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند

2- توجه قلبی اش به "خدا"‌ است

یک هنرپیشه که شاید اعتقادی به حجاب هم نداشته باشد، وقتی در نقش مادران، همسران و دختران پیامبران و اولیای الهی صلوات الله علیهم(مثلا در نقش حضرت مریم سلام الله علیها) بازی می کند، با پوشش کامل و ساده و رفتار متین و موقرانه ظاهر می شود. در این حالت هر بیننده ای او را بسیار زیباتر و جالب تر می بیند، چرا که چهره ای روحانی و معصومانه دارد. این است که همه ی دختران و زنان در لباس احرام و با چادر نماز و بر سر سجاده، زیباتر و جالب ترند. اعتقاد به خدا و حیایی که در سیمای یک دختر ظاهر می شود، با هم ربط دارند.

 

3- عامل "رشد اجتماعی"‌ است

دختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به "هنر زن بودن"‌ رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به کاری در اجتماع روی آورد و "نان آور"‌ خانواده گردد، زیرا او به فرموده امام على علیه السلام چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و کار فرما.(3) بلکه هنر اصلی او این است که با "هدایت نامحسوس"‌ و "روحیه ی شاد و سازنده"‌ خود مردی را که همسر اوست، به سوی کار سوق دهد. او توانایی پرورش فرزندانی را دارد که از "خودخواهی"‌، "خودسری"، "خجالتی بودن"‌، گبی مسئولیتی"‌ و "هرزگی"‌ دورند و آنان را به "رشد اجتماعی"‌ و "قدرت تعامل با مردم"‌ می رساند و به طور نامحسوس به "احساس مسئولیت و انجام وظیفه"‌ هدایت شان می کند.  

 

4- عامل "تشویق"‌ و "آرامش"‌ است

همه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری"‌ را "بدون هیچ آموزشی"‌ نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند.

دختری که رشد و رفتار طبیعی دارد، به جای "احساس نیاز کاذب به پشتوانه"‌ می تواند با شیرین زبانی، آراستگی  و متانت رفتاری خود پشتیبان دیگران باشد و به آنها "امید"‌ بدهد و برای "درس و کار و عبادت و زندگی"‌ انگیزه بخش باشد و در عین حال "آرامش"‌ ببخشد.  

زن

 

5- توانایی دارد از شوهرش یک "مرد" بسازد

مانند مهندسی که از یک "ویرانه"‌، قصری زیبا و رفیع می سازد، هر دختری با هر رنگ و قد و اندامی اگر خودش را به درستی بشناسد و بخواهد، می تواند مظهر "صفات"‌ جمال الهی باشد و هنرمندانه و با تکیه بر نکات مثبت، از شوهرش که ممکن است فراموشکار، هوسباز، رفیق باز، متغیر، خشن، افسرده، خسیس و یا ولخرج باشد، مردی عاقل، بالغ، ذاکر، وظیفه شناس، مومن، امیدوار، متعهد، متعادل و مجاهد در یک کلام یک "مرد"‌ بسازد. بی جهت نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اَلمَرأَةُ الصّالِحَةُ أَحَدُ الکاسِبَینِ: زن شایسته یکى از دو عامل پیشرفت خانواده است.(4)  

 

6- به "زن بودن"‌ خود افتخار می کند

زن، موجودی فوق بهشتی و خورشیدی جذاب، گرم و نورانی است که خداوند او را معلم عاطفه، عشق، شور، نشاط، زندگی است و ماموریت آسمانی کردن انسان به او سپرده شده است. دختری که این کرامت و شأن و مقام والا و رسالت الهی خود را می فهمد، هرگز از زن بودن خود متنفر و بیزار نیست و از اسباب عیاشی شدن برای نامحرمان و نیز گفتار و رفتار مردانه پرهیز می کند. او استعدادهای زیبا، صدا و صورت زیبا و جذابش را بیهوده هدر نمی دهد و این همه توانایی را به هرز(در راه هرزگی) تلف نمی کند. او خود را "زنده به گور" نمی کند.

دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسر بودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید وبند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود. 

دختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به "هنر زن بودن"‌‌ رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به کاری در اجتماع روی آورد و "نان آور”"‌ خانواده گردد، زیرا او به فرموده امام على علیه السلام چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و کار فرما

7- "حضور" در جامعه را به "ظهور" در جامعه ترجیح می دهد

در هر فیلمی، مهمترین نقش را کارگردان دارد و در هر تصویری حضور موثر او را می توان دید، اما در هر فیلمی این هنرپیشگان هستند که "ظهور"‌ دارند و اندیشه و نظر کارگردان را با صدا و رفتار و حالات خود ابراز و اظهار می کنند.

در مدیریت خانواده و جامعه و در همه ابعاد اقتصادی، اعتقادی، اجتماعی و سیاسی نیز دو نقش اصلی وجود دارد: حضور و ظهور. یک گروه حضوری موثر دارند و یک گروه هم ظهوری واسطه ای.

خداوند حکیم به زن موقعیت، صفات و استعدادهایی داده که می تواند در بیشترین ابعاد زندگی خانواده و جامعه و جهان، نقش کارگردان، یعنی حضوری موثر اما نامحسوس را داشته باشد.

زن انبیا، اولیاء و عقلا را مجذوب خود می کند و مردان را با سر انگشت هنرمندی خود به مسیر حق و خیر و کمال و یا باطل و شر و فساد می کشاند.

اگر دختر از کرامت و قداست خود به عنوان یک زن غافل بماند، گرفتار "بحران هویت"‌ می شود. در این صورت تبرج و ظهور و انگشت نما شدن در کوچه و خیابان برای او "ارزش"‌ می شود، مسحور زبان بازی جوانان هرزه می گردد، اسیر بی بند و بارترین افراد خواهد شد و برده ی جنایتکارترین صاحبان ثروت و قدرت و تزویر می شود. چنین دختری نارضایتی، ابتذال و متلاشی شدن از درون خود را با تداوم خودنمایی و هرزگی پنهان کند.

حرف آخر این که زن مسلمان پشتوانه و معمار شخصیت مرد است و مرد، معمار تاریخ.

 

پی نوشت ها:

1.  من لایحضره‌الفقیه، ج3، ص482، ح 4693.

2.لسان العرب ج11 ، ص637.

3.  نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 405، نامه 31.

4.مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج14 ، ص171 ، ح16411.


  

 

با وجود تمام ویژگی‌های مفید و غیر قابل انکار حجاب برای بانوان، به ذکر این نکته بسنده می‌کنیم که حجاب، لذت و شادی معنوی را برای یک بانوی مسلمان به ارمغان می‌آورد.

 


 

حجاب و عفاف

 

نمی‌دانید چقدر لذت‌بخش است وقتی وارد مغازه‌ای می‌شوم و می‌پرسم: آقا! این‌ها قیمتش چنده؟

و فروشنده جوابم را نمی‌دهد؛

دوباره می‌پرسم: آقا! این‌ها چنده؟

فروشنده که محو موهای رنگ کرده زن دیگری است، من را اصلاً نمی‌بیند.

باز هم س?الم بی‌جواب می‌ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون می‌آیم.

نمی‌دانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و... راه می‌روید و صد قافله دل، همراه شما نیست...

نمی‌دانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم،

دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوش‌رنگ‌ترین زن‌هاست را می‌زند.

نمی‌دانید چه لذتی دارد، وقتی شاد و سرخوش، در خیابان قدم می‌زنید؛

در حالی که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه‌ای از زیبایی‌هاتان، پاک شده باشد!

و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیک‌ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایی خود را کنترل کنید؛

و زیبایی از دست رفته‌تان را به صورتتان باز گردانید.

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید؟

 

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی مردهایی که به خیابان می‌آیند تا لذت ببرند، ذره‌ای به تو محل نمی‌گذارند؟

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید؟

 

 

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی کرم قلابِ ماهیگیریِ شیطان برای به دام انداختن مردان شهر نیستید؟

 

می‌دانید چه لذتی دارد، وقتی می‌بینی که می‌توانی اطاعت خدایت را بکنی؛ نه اطاعت هوای نفست را؟

می‌دانید؛ واقعاً می‌دانید که چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه می‌روید؛

در حالی که یک عروسک متحرک نیستید؛ یک انسان رهگذرید.

واقعاً چه لذتی دارد این حجاب. لذتی وصف ناشدنی...

خدایا؛ لذت حجابم مدام باد...


  

در تربیت یک ستون محکم وجود دارد که اگر بنا شد، انبوهی از اشتباهات و کوتاهی ها را جبران می کند.اما اگر بنا نشد،هیچ چیزی نمی تواند به جای آن ،ساختمان تربیت را محکم و سرپا نگه دارد .آن ستون چیزی نیست جز "اکرام کردن".

 

مادر و کودک

 

در روانشناسی همه ی رفتارهای انسان یک معنی و توجیه دارد و آنهم فرار از حقارت است .بنابراین اکرام کردن و بزرگ دانستن ،همه ی تربیت خواهد بود.اکرام کردن همان رفتاری است که به موجب آن احساس بزرگ و محترم بودن در فرد پدید می آید و در او باور خوبی نسبت به خودش ایجاد می شود و محصولات شیرینی چون عزت و اعتماد به نفس به بار می آورد. اما چنانچه بخواهیم اکرام کردن را در یک جمله خلاصه کنیم می گوییم محبتی است که با احترام در هم آمیخته است .

مقدمتا توجه داشته باشید که در تربیت، سخن از محبت فراوان است و محبت ،به عنوان دارویی برای مداوای همه ی دردهای روانی شناخته شده است ،اما اینکه محبت به چه نوع رفتارها و گفتارهایی اطلاق می شود،هنوز هم مسئله ای مبهم و اختلاف برانگیز است و فرهنگ مشخص و معلومی برای آن ارائه نشده است.

در صورتی که همه ی والدین معمولا قصد محبت کردن دارند و به خیال خود به فرزندانشان محبت می کنند باز هم از متن همین خانواده ها هزاران انسان بیمار به جوامع تحویل داده می شود که ریشه ی همه ی بیماریهایشان به نوعی به همان کمبود محبت برمی گردد. لذا بسیاری از رفتارهای محبت آمیز ما شامل محبت مطلوب و مورد نیاز نیستند.محبت مطلوب ،عینا همان محبتی است که موجب اکرام انسان گردد.اگر شبی هزار بار هم کودکتان را ببوسید اما در رفتار با او مانند یک انسان احمق برخورد کنید و شعور او را جدی نگیرید؛به او دروغ بگویید و فریبش بدهید؛در مقابل سوالاتش با اکراه ،سکوت کنید ؛و یا به هر طریق دیگری او را بچه و نفهم تلقی کنید ،کودک شما دچار کمبود محبت خواهد شد.در واقع محبتی که در آن احترام و اکرام نباشد جز راهی برای لوس کردن و ضعیف بار آوردن کودکان نیست کودکان چنان تشنه ی اکرامند که برای دست یافتن به آن ،همواره آرزو می کنند بزرگ باشند.آنها گمان می کنند با بزرگ بودن ،"مهم بودن و جدی تلقی شدن "هم به دست خواهد آمد.

اگر گاهی با کودکانتان همبازی شده باشید،حتما این موضوع را فهمیده اید که کودکان بازیهایی را بیشتر دوست دارند که در آن نقش بزرگتر ها را به صورتی جدی بازی کنند.

لذا بسیاری از رفتارهای نادرست کودکان که از نظر ما توجیه منطقی و درستی ندارند و موجب گیجی و سردرگمی ما می شوند ،تنها یک دلیل مهم دارند :اینکه کودک می خواهد خود را بزرگ و مهم جلوه دهد .پس اگر با کودک مثل یک فرد محترم بزرگ رفتار کنید هیچگاه کودک برای بزرگ جلوه کردن دست به کارهای ضد اخلاقی یا خطرناک نخواهد زد.

والدین باید توجه داشته باشند به گونه ای با کودکان خود رفتار کنند که بزرگ بودن و جدی گرفته شدن کودک به او فهمانده شود.وقتی سوال می پرسد،سوالش مهم است و جوابی جدی می طلبد .درست یا غلط بودن جواب در این خصوص فرقی نمی کند،جواب دادن یا ندادن است که به کودک می فهماند تا چه اندازه اهمیت دارد

 

 

در حدیث معروفی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است :«الولد سید سبع سنین...»

 

کودک تا هفت سال اول سید خانواده است .سید به کسی گفته می شود که نسبت به اطرافیانش شریفتر و بزرگوارتر است لذا احترام خاصی هم می طلبد.

 این روایت توصیه به جدی گرفتن و احترام گذاشتن به انسان، در همان سنینی می کند که معمولا هیچ کس انسان را در آن سنین جدی نمی گیرد. اما میل شدید کودکان به بزرگ بودن و مانند بزرگترها رفتار کردن _ که موجب تقلید کودکان در تمامی زمینه ها شده است _ ،اهمیت این مطلب را از دید کودکان به اثبات می رساند. همین میل شدید، کودک را به هر سمتی می تواند بکشاند.لذا یک بزرگتر سیگاری احتمال بیشتر در جهت تربیت فرزند سیگاری را هم با خود یدک می کشد.

 

 

بنابراین والدین باید توجه داشته باشند به گونه ای با کودکان خود رفتار کنند که بزرگ بودن و جدی گرفته شدن کودک به او فهمانده شود.وقتی سوال می پرسد،سوالش مهم است و جوابی جدی می طلبد .درست یا غلط بودن جواب در این خصوص فرقی نمی کند،جواب دادن یا ندادن است که به کودک می فهماند تا چه اندازه اهمیت دارد.

پدر و کودک

 

اگر می خواهید کودک را از محبت سیر کنید کاملا جدی و مثل یک انسان بزرگ و محترم با او رفتار کنید .وقتی وارد خانه می شوید همانطور که با همسرتان سلام و احوالپرسی می کنید با کودکتان هم احوالپرسی کنید .وقتی نام او را صدا می زنید اسمش را کامل و محترمانه صدا بزنید .حتی وقتی که قصد تنبیه یا دعوا کردن دارید از هر گونه اقدامی که موجب تحقیر و خجالت کشیدن او  شود،خودداری کنید .تنبیه بدنی به شدت موجب تحقیر انسان می شود .در اغلب موارد آنچه موجب گریه ی کودک می شود درد حاصل از تنبیه نیست بلکه درد حاصل از حقارت است .در غیر این صورت چرا وقتی با کودکتان بازی می کنید و در طول بازی به بهانه ی شوخی به هم می زنید نه تنها کودکتان نمی رنجد بلکه بر این کتکها لبخند می زند؟ درحالیکه وقتی به قصد تنبیه حتی آهسته روی دست کودک می زنید،با ناراحتی و بغض او مواجه می شوید .در تنبیه بدنی چیزی که کودک را می رنجاند این است که شما قدرت خودتان ،و ضعف و بی دفاعی او

را به رخش کشیده اید.و الا اگر پدری پیر به صورت پسر نیرومند جوانش سیلی بزند،آن پسر هر احساسی که داشته باشد، با حس حقارت بسیار متفاوت خواهد بود.

بنابراین در تربیت شان والای انسانی کودک را رعایت کنید دیگر هر کاری که خواستید بکنید.

 


  

روش تهیه‌ی جوجه فانتزی!

 


برای تهیه‌ی این غذا از ران مرغ استفاده می‌کنیم...

 

جوجه فانتزی

 

مواد لازم:

نان خشک شده آسیاب شده         یک و یک چهارم فنجان

فلفل                                            1 قاشق چای خوری

آویشن خشک شده                       نصف قاشق چای خوری

پودر سیر                                       نصف قاشق چای خوری

نمک                                             نصف قاشق چای خوری

روغن زیتون                                   2 قاشق چای خوری

تخم مرغ                                       1 عدد بزرگ 

شیر                                              نصف قاشق غذاخوری

ران مرغ (بدون پوست)                   6 عدد

 

مواد لازم برای تهیه سس خردل:

عسل                                         2 قاشق غذاخوری

خردل                                          2 قاشق غذاخوری

سس مایونز                                2 قاشق چای خوری

 

روش تهیه:

* دمای فر را روی 400 درجه تنظیم نمایید تا گرم شود.

* نان خشک آسیاب شده و فلفل و آویشن و سیر و نمک را با هم مخلوط کنید. سپس روغن زیتون را به آن‌ها بیفزایید و به هم بزنید. (روغن زیتون باعث می‌شود پودر نان، رنگ بهتری کند)

* در ظرف جداگانه‌ای تخم مرغ و شیر را با هم مخلوط کنید و کاملاً به هم بزنید.

* ران‌های مرغ را ابتدا داخل ظرف حاوی شیر و تخم مرغ فرو ببرید تا کاملاً به مواد آغشته شوند. سپس آن‌ها را داخل ترکیب نان خشک و روغن زیتون فرو ببرید. تمام قسمت‌های مرغ‌ها می‌بایست به یک اندازه از ترکیب نان خشک پوشانیده شوند.

* سطح داخل ظرف مورد نظر برای پخت مرغ‌ها را چرب نمایید و سپس مرغ‌ها را داخل آن بچینید. مرغ‌ها می‌بایست به مدت 35 الی 45 دقیقه با دمای 400 درجه داخل فر بپزند.

* برای تهیه سس، عسل و خردل و سس مایونز را با هم مخلوط کنید و کاملاً به هم بزنید.

* سس را در ظرف جداگانه‌ای، همراه با جوجه‌ها، سرو نمایید تا در صورت تمایل، برای طعم بهتر و بیشتر، از این سس نیز استفاده کنید.


  

ناگت مرغ

ناگت مرغ

مواد لازم:

 

سینه مرغ  500 گرم

آرد   2 قاشق غذاخوری

تخم مرغ زده شده 1 عدد

خردل   کمی

پودر سیر  1 قاشق چایخوری

نمک و فلفل  به مقدار لازم

 

مواد لازم برای غلتاندن ناگت ها:

 

تخم مرغ زده شده 2 عدد

آرد   به مقدار لازم

آرد سوخاری  به مقدار لازم

 

طرز تهیه:

 

- سینه مرغ را چرخ کنید.

 

- آرد، تخم مرغ زده شده، خردل، پودر سیر ، نمک و فلفل را به مرغ چرخ شده اضافه کنید و با دست خوب ورز دهید.

 

- از مخلوط مرغ به اندازه یک گلوله کوچک برداشته و به شکل ناگت (گرد) در دست پهن کنید.

 

- ناگت ها را ابتدا در آرد، سپس در تخم مرغ زده شده و در آخر در آرد سوخاری بغلتانید.

 

روغن سرخ کردنی را در ماهیتابه ریخته و روی حرارت متوسط قرار دهید تا داغ شود. سپس ناگت ها را در آن سرخ کنید تا طلایی رنگ شوند.

 

- ناگت ها را در یک صافی بگذارید تا روغن اضافی آنها خارج شود. سپس به صورت گرم میل کنید.

آشپزآنلاین


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ