سفارش تبلیغ
صبا
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

در روایات عمده ‏ترین خصال یاوران امام زمان(عج) چنین توصیف شده است:
1- صلابت و استوارى در ایمان، 2- قوت عقلى، 3- نیروى بدنى.

امام صادق(ع) می‏فرماید: «دوران غیبت قائم چنان به درازا خواهد کشید، تا حق در خلوص خود رخ نماید و ایمانهاى خالص از ناخالص، جدا شود، کسانى که سرشت ناپاک داشته و ترس آن است که به هنگام پیروزى دولت قائم، منافقانه خود را در صف مؤمنان جاى دهند، پیش قیام مهدى(ع) از آن جدا شوند.»، (کمال‏الدین، ص 356). بنابراین یاران آن حضرت داراى صفات و ویژگیهاى خاصى دارند که بعد از گذر از آزمونهاى مختلف و امتحان‏هاى سخت به این مراحل مى‏رسند. به چند مورد از این ویژگیهاى یاران امام اشاره مى‏شود.
1. بصیرت و آگاهى: یاران امام مهدى(ع) در بصیرت و درایت سرآمدند در فتنه‏ هایى که زیرکان در آن فرو می‏مانند هوشیارانه راه جویند. 
حتى اذا وافق القضاء انقطاع مدة البلاء حملوا بصائرهم على اسیافهم و دانوا لربّهم بامر واعظهم‏؛ چون فرمان خدا آزمایش را به سر آورد، شمشیرها در راه حق آختند و بصیرتى را که در کار دین داشتند آشکار کردند. طاعت پروردگارشان را پذیرفتند و فرمان واعظشان را شنیدند»، (نهج ‏البلاغه، فیض‏ الاسلام، خطبه 150).

2. خداجوئى: توحید و خداجوئى سرلوحه عقاید و خصال یاران مهدى است. «مردانى که گویا دلهایشان پاره‏ اى آهن است. غبار تردید در ذات مقدس خداى، خاطرشان را نمى ‏آلاید...»، (بحارالانوار، ج 52، ص 308 نقل از کتاب چشم به راه مهدى، ص 372). و اوصاف دیگر مانند، عبادت و بندگى، حافظان حدود الله، شجاعت، ایثار و مواسات، فرمانبرى، که یاران حضرت مهدى(ع) دارا خواهند بود. منتظران واقعى، وضعیت روحى، فکرى و عملى خود را به گونه ‏اى سامان میدهند که سنخیت کاملى با امام زمان علیه ‏السلام داشته باشند. آیا مى‏توان منتظر قدوم کسى بود؛ ولى با او مشابهت و سنخیت نداشت؟ آیا می‏توان محبت کسى را داشت، اما با او هیچ سنخیت و مشابهتى نداشت؟ ایجاد سنخیت با امام زمان، از طریق تقویت ایمان، تقوا، فضایل اخلاقى و درجات معنوى حاصل میشود و تنها در این صورت است که میتوان ادعاى محبت به آن حضرت را داشت. در صورتى که انسان رفتارش مطابق میل امام زمان علیه‏ السلام باشد، شعله محبت او در دلش زبانه خواهد کشید و عشق آن حضرت او را به فریاد خواهد آورد و دوری ‏اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
طبیعى است که هر قدر سنخیت با ولى عصر علیه ‏السلام بیشتر باشد، محبت آن حضرت به انسان بیشتر خواهد شد و محبت انسان نیز به آن حضرت افزون‏تر خواهد گشت. بنابراین: منتظر واقعى، باید سعى کند که تمام وظایف دینى و احکام الهى را انجام دهد.


  

در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است                          ور نه هر گبری به پیری می شود پرهیزکار

 

ظهور

 

خوشا به حال آن دسته از جوانانی که هر هفته، سه شنبه ها، در مسجد جمکران جمال آن یار دلربا را زیارت می کنند. ای کاش ما هم به این مقام برسیم و مورد عنایت حضرت (عج الله)، قرار بگیریم. جوانانی که در انتظار و آمادگی منجی به سر می برند و در حقیقت در کلاس «اطاعت» نشسته اند، آنجا که شیاطین حلقه را بر آنها تنگ می کنند، به یاد حق می افتند و به خود می آیند و به «بصیرت» می رسند. و در حالت آمادگی همیشگی به سر می برند و مراقب سلوک و رفتارشان می باشند و زمینه های اجتماعی و فردی را برای ظهور منجی فراهم می آورند. همین ها هستند که سیصد و سیزده نفر یار خاص حضرت (عج الله) را تشکیل می دهند.

حکایت مردی که مهدی موعود (عج الله) را زیارت کرده بود، به نظرم جالب آمد و فهمیدم او نیز مورد عنایت حضرت (عج الله) قرار گرفته است، که هم توانسته آقا را ملاقات نماید و هم اینکه آقا خودشان را به او معرفی کرده اند.

هنگامی که در خانه خدا طواف می کردم، شش دور را تمام نمودم و خواستم دور هفتم را آغاز کنم که ناگاه چشمم به جوانی نیکو روی افتاد. او مشتی سنگ ریزه در کف دست من ریخت. چون روی خود را برگرداندم و دست خود را گشودم، دیدم پر از طلای ناب است.

فرمود: علامت حقیقت و آثار حق برایت آشکار گشت و نابینایی قلبت برطرف شد، آیا مرا می شناسی؟

گفتم: نه به خدا!

فرمود: من همان مهدی هستم. قائمی که زمین را پر از عدل می کنم، بعد از آنکه از ستم پر شده است. بدان که زمین از حجت خدا خالی نمی ماند. این را که گفتم، امانت من بر گردن توست، که به برادران شیعه بازگویی. (1)

فرهنگ انتظار

فرهنگ انتظار و مهدویت، اقیانوس بی کرانی است که هر جوان معتقد به امام زمان(عج الله) در حد بینش و دانش و تحقیقی که کرده است، از آن برداشت می کند. جوان می تواند جایگاه فرهنگ انتظار را، با نظارت بر رفتار و گفتار خویش در بستر زمان، استوار سازد. فرهنگ جوان منتظر، فرهنگ پرهیز از خواسته های نامشروع نفس است. فرهنگ انتظار، فرهنگ احیای «جاءَ الحق وَ زَهَقَ الباطِل» است. و انتظار، حلقه پیوند جوان با مولایش است.

سنت انتظار در دوران غیبت حضرت مهدی (عج الله) به حق جلوه ای ویژه دارد. منتظران حقیقی این دوران، هیچ شبی را بدون حالت انتظار به صبح نرسانده اند، انتظار تا آنجا که شمشیر بر زیر بستر خود می نهادند تا اگر فردا روز ظهور باشد، بی درنگ به یاری مولایشان بشتابند. و جوانان نیز گلدسته این منتظران هستند و به عبارتی سوگلی یاران حضرت جوانان عاشق و منتظر می باشند

 

 

یک جوان باید سعی کند که احساس انتظار را در وجود خود ادراک کند و درک خود را تعالی ببخشد. احساس انتظار، حس زیبایی است که نصیب هر کسی نمی شود. انتظار آن موعودی که عالمی را متحول خواهد ساخت و اگر در قلب کسی حلول کند، او را منقلب می نماید و قدرت بی نظیر انتظار را، قطعاً به او نشان می دهد. انتظار فرج، انرژی فوق العاده ای به منتظر می دهد و دید او را به عالم هستی تغییر خواهد داد. و متقابلاً اگر حس انتظار در وجود کسی نباشد، موجب رکود و رخوت جان می شود. حتی دور دیدن فرج، در کلام معصوم آمده است که، این دور دیدن باعث قساوت قلب می شود. (2)

 

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده اند که: با فضیلت ترین اعمال امت من، انتظار فرج قائم (عج الله) از خدای عزَّ و جلَّ می باشد. (3)

یا امام باقر (علیه السلام) فرموده اند: ضرر نمی کند کسی که بمیرد، در حالی که منتظر امر ما باشد، مگر اینکه در وسط خیمه امام مهدی (عج الله) و لشکرش بمیرد. (4)

و حتی علاوه بر این، ما روایات بسیاری داریم که می فرمایند: بر شما لازم است که دعا نمایید و انتظار فرج را بکشید، پس به زودی برای شما آشکار می شود و زمانی که آشکار شد، خدا را ستایش کنید و به آنچه برای شما آشکار شده، چنگ بزنید. (5)

این روایات به طور صریح بیان می دارد، که هر فردی باید در وجودش روح انتظار را درک کرده و دائماً آن را تقویت کند و بین انسان ها، جوان ها، از قابلیت ویژه ای برخوردار هستند. و خیلی راحت می توانند در جوانی شیوه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را پی بگیرند.

 

نتیجه

سنت انتظار در دوران غیبت حضرت مهدی (عج الله) به حق جلوه ای ویژه دارد. منتظران حقیقی این دوران، هیچ شبی را بدون حالت انتظار به صبح نرسانده اند، انتظار تا آنجا که شمشیر بر زیر بستر خود می نهادند تا اگر فردا روز ظهور باشد، بی درنگ به یاری مولایشان بشتابند. و جوانان نیز گلدسته این منتظران هستند و به عبارتی سوگلی یاران حضرت جوانان عاشق و منتظر می باشند.

 

پی نوشت:

1.       بحارالانوار، جلد 52، صفحه 181.

2.       اصول کافی، جلد1، صفحه 369.

3.       ترجمه و تلخیص منتخب الأثر، صفحه218.

4.       اصول کافی، جلد1، صفحه372.

5.       ترجمه و تلخیص منتخب الأثر، صفحه221.


  

 

امام زمان

در این نوشتار، با استفاده از منابع روائی شیعه موضوع یاران حضرت مهدی (عج)، ویژگی‌ها و خصوصیات اسمی و ملیتی آنان، تعداد اصحاب، جنسیت اصحاب (تعداد مرد و زن) مورد بررسی قرار گرفته است.

براساس آموزه‌های دینی، یکی از سنت‌های الهی در جهان این است که هر پدیده، می‌باید به صورت قاعده مند از راه فراهم آمدن شرایط و مقدمات آن به وجود آید. این اصل، در روایات این گونه بیان شده است: «أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها فجعل لکل شئ سبباً؛ خداوند امتناع دارد از این‌که امور را جز از راه اسباب آن فراهم آورد.» (مازندرانی، 1421: ج8، ص210).

تحولات و رخداد‌های اجتماعی نیز همانند پدیده‌های تکوینی، محکوم این اصل می‌باشد. بر این اساس، تحقق هر انقلاب و رویداد اجتماعی، به زمینه‌ها و شرایط آن، وابستگی دارد. ظهور و قیام امام مهدی (عج) نیز پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینه‌ها و شرایط آن، به وقوع نخواهد پیوست.

یکی از مهم‌ترین شرایط و مقدمات لازم برای تحقق ظهور، وجود یاورانی شایسته و لایق برای پشتیبانی از قیام و انجام کارهای حکومت جهانی است؛ زیرا سنّت الهی بر این قرار گرفته که امور عالم از مجرای طبیعی و علل و اسباب عادی انجام گیرد؛ بنابر این همان گونه که نقش یاران در موفقیت حرکت‌های اصلاحی پیامبران الهی تعیین کننده بوده، در قیام امام مهدی (عج) نیز نیاز به یاران، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ زیرا بنا نیست این قیام، با نیروی اعجاز به سر انجام برسد؛ بلکه حرکت‌های اصلاحی حضرت از راه اسباب و عوامل عادی به پیروزی می‌رسد. بدیهی است چنین انقلاب عظیمی، بدون نیروهای م?من و فوق العاده توانمند و م?ثر، امکان تحقق نخواهند داشت.

بر این اساس، یکی از موضوعات لازم در حوزه مباحث مهدویت، بحث از یاران حضرت مهدی علیه السلام و شناخت ویژگی‌ها، کارکردها و اقدامات سیاسی نظامی مجموعه نیروهایی است که هنگام ظهور به امام مهدی علیه السلام می‌پیوندند و تحت فرمان آن حضرت، به انجام مس?ولیت می‌پردازند. با توجه به اهمیت مسأله و نقش آموزندة آن، بخشی از روایات مهدویت به انعکاس این موضوع پرداخته است.

گروه انصار، عبارتند از مجموعه یاورانی که پس از ظهور به حمایت از حضرت مهدی (عج) می‌شتابند و به سپاه آن حضرت ملحق می‌شوند. این عده، شامل همة افرادی می‌شود که با آغاز قیام حضرت، دسته دسته برای یاری ایشان به پا می‌خیزند، و دعوت امام علیه السلام را لبیک می‌گویند. این گروه، شامل سه دسته از نیروهایی هستند که به تدریج به سپاه حضرت می‌پیوندند.

میان یاران مهدی (عج) زنان نیز حضور دارند و در بخش‌های بهداشت و درمان، انجام وظیفه می‌کنند. در روایات، تعداد آنان متفاوت ذکر شده است. طبق روایت مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام سیزده نفر میان اصحاب قائم (عج) حضور دارند که زخمی‌ها را مداوا و بیماران را پرستاری می‌کنند. در این روایت، نام‌های نه نفر از این زنان ذکر شده است
طبق آنچه از روایات استفاده می‌شود، مجموع یاوران و کسانی را که در آغاز ظهور، دعوت امام مهدی (عج) را لبیک می‌گویند و برای یاری، به امام علیه السلام می‌پیوندند، می‌توان به دو گروه، تقسیم کرد:

الف. گروه اصحاب

ب. گروه انصار

گروه اصحاب، افراد ویژه و فوق العاده ممتازی هستند که به عنوان اصحاب حضرت در نخستین ساعات ظهور، به امام مهدی علیه السلام می‌پیوندند. آنان، هسته‌های اولیة نهضت جهانی امام مهدی علیه السلام را تشکیل می‌دهند. آنان کسانی‌اند که هم قیام حضرت با حضور آنان آغاز می‌شود و هم پس از پیروزی، از مشاوران و وزرای امام عصر علیه السلام خواهند بود و بخش مهمی از کارها را به دوش خواهند کشید. امام مهدی (عج) با کمک آنان، دنیا را فتح کرده و عدالت موعود را سراسر جهان حاکم خواهند کرد.

در منابع روایی، این گروه، با عنوان «اصحاب المهدی» یاد شده‌اند. آنان، در مقایسه با دیگر یاران حضرت، از مقام، جایگاه و منزلت برتری برخوردار‌ند و در سیستم حکومتی حضرت نیز مس?ولیت‌های مهم‌تر و حساس‌تری بر عهده دارند.

اما گروه انصار، عبارتند از مجموعه یاورانی که پس از ظهور به حمایت از حضرت مهدی (عج) می‌شتابند و به سپاه آن حضرت ملحق می‌شوند. این عده، شامل همه افرادی می‌شود که با آغاز قیام حضرت، دسته دسته برای یاری ایشان به پا می‌خیزند، و دعوت امام علیه السلام را لبیک می‌گویند. این گروه، شامل سه دسته از نیروهایی هستند که به تدریج به سپاه حضرت می‌پیوندند:

دسته اول، کسانی‌اند که در آغاز ظهور و اعلام خبر قیام حضرت در مکه، خود را به امام علیه السلام می‌رسانند و با ایشان بیعت می‌کنند. حضرت، پس از حضور و اعلام بیعت آنان، به قیام می‌پردازد و از مکه به سوی مدینه حرکت می‌کند.

دسته دوم، خیل عظیمی از م?منان و مشتاقانی‌اند که با آغاز قیام حضرت، در میانه راه به سپاه امام مهدی علیه السلام می‌‌پیوندند و در رکاب او با دشمنان خدا می‌جنگند.

دسته سوم، نیروها و سپاهیانی‌اند که پس از قیام حضرت مهدی (عج)، از جاهای دور و نزدیک با هدف مقابله با لشکریان سفیانی و حمایت و پشتیبانی از حضرت مهدی علیه السلام، به سوی او می‌شتابند و به سپاه حضرت می‌پیوندند.

در این نوشتار، سعی شده است به منظور شناخت خصوصیات و اوصاف اصحاب و یاران حضرت مهدی (عج) و نقش م?ثر آنان در شرایط و تحولات نخستین روز‌های ظهور، ابعاد مختلف این موضوع بررسی شود.

طبق نقل روایات، اصحاب مهدی (عج) همگی جوانند مگر تعداد اندکی؛ مانند کمی سرمه در چشم یا کمی نمک در غذا.

امام زمان

 

در برخی روایات، یاران مهدی (عج) به شیران روز و نیایشگران شب زنده دار که دل‌هاشان مانند پاره‌های آهن، محکم واستوار است، توصیف شده اند. آنان، رادمردانی‌اند که جز شهادت در راه خدا، آرزوی دیگری ندارند و برابر رهبر و مولای خود، سخت مطیع و فرمانبردارند.

 

گروه اصحاب

کلمه «اصحاب» و «صحابه»، جمع صاحب از مادة «صحب» به معنای همراه، گروه، معاشر و یاور است (ابن منظور، بی‌تا: ص519؛ زبیدی، 1385: ج3، ص186). در آیات و روایات نیز این کلمه به معنای همراه، اهل، دسته وگروه، به کار رفته است.

درباره اصحاب و یاران حضرت قائم (عج)، و وقایع مربوط به آن نکات متعددی قابل طرح است که این جا لازم است با استناد به روایات، بدان اشاره شود:

چگونگی پیوستن اصحاب حضرت مهدی علیه السلام به آن حضرت

طبق نقل روایات، اصحاب مهدی، به طور ناگهانی و معجزه‌آسا، از مسافت‌های دور و نزدیک، در یک شب یا صبحگاه، در مکه معظمه، گرد می‌آیند و به حضرت می‌پیوندند. امیرالم?منین علیه السلام درباره چگونگی فراخوانی و پیوستن یاران مهدی علیه السلام، از پیامبر (ص) نقل می‌کند: «‌خداوند، یاران مهدی را در کمتر از چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب، کنار کعبه، گرد می‌آورد.» (ابن طاووس، همان: ص146)

همچنین در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: « یاران مهدی، با طی الأرض به سوی او می‌شتابند و در مکه با او بیعت می‌کنند.» (فتال نیشابوری، بی‌تا: ج2، ص263)

 چگونگی بیعت اصحاب

پس از پیوستن یاران امام مهدی (عج) اولین اقدام حضرت، اخذ بیعت از اصحاب و پیمان وفاداری و اطاعت آنان از امام علیه السلام است. پایمردی در میدان رزم، دوری از حرام و کارهای منکر مثل دزدی، زراندوزی، احتکار، رباخواری، تخریب مساجد، شهوات باطل، نوشیدن شراب، تجمل گرایی، تحقیر اشخاص م?من، تعقیب افراد فراری، خونریزی ناحق، انفاق به افراد منافق و کافر، انجام عمل منافی عفت و … از موارد مطرح در این میثاق بیعت است. همچنین امام از یاران خود پیمان می‌گیرد در تحمل سختی‌ها مقاوم باشند و مردم را امر به معروف و نهی از منکر کنند. اصحاب نیز همگی این پیمان را می‌پذیرند و تک تک با امام علیه السلام بیعت می‌کنند.(شافعی، بی‌تا: ص96)

یکی از موضوعات لازم در حوزه مباحث مهدویت، بحث از یاران حضرت مهدی علیه السلام و شناخت ویژگی‌ها، کارکردها و اقدامات سیاسی نظامی مجموعه نیروهایی است که هنگام ظهور به امام مهدی علیه السلام می‌پیوندند و تحت فرمان آن حضرت، به انجام مس?ولیت می‌پردازند. با توجه به اهمیت مسأله و نقش آموزندة آن، بخشی از روایات مهدویت به انعکاس این موضوع پرداخته است

امام مهدی علیه السلام، با چنین اصحاب و یارانی، جهان را فتح کرده و اسلام را در سراسر گیتی، حکم فرما می‌سازد. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: گویی یاران مهدی را می‌بینم که سراسر زمین و آسمان را احاطه کرده‌اند و چیزی در جهان نیست، مگر این‌که در قبضه قدرت آنان است. آن‌ها، در جامعه به حدی محبوبند که حتی پرندگان و درندگان نیز در پی جلب خشنودی و فرمان برداری آنان هستند. قطعه‌ای از زمین، از این‌که یکی از یاران مهدی (عج) بر آن گام نهاده است، بر قطعه دیگر فخر و مباهات می‌کند.(صدوق، همان: ج2، ص672؛ مجلسی، همان: ج52، ص327)

 حضور زنان در میان اصحاب

میان یاران مهدی (عج) زنان نیز حضور دارند و در بخش‌های بهداشت و درمان، انجام وظیفه می‌کنند. در روایات، تعداد آنان متفاوت ذکر شده است. طبق روایت مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام سیزده نفر میان اصحاب قائم (عج) حضور دارند که زخمی‌ها را مداوا و بیماران را پرستاری می‌کنند.(طبری، همان: ص259) در این روایت، نام‌های نه نفر از این زنان ذکر شده است. در برخی روایات، از حضور پنجاه زن میان یاران حضرت مهدی (عج)، خبر داده شده است. آنان، در کارهای بهداشتی و امدادی به رزمندگان اسلام خدمت رسانی می‌کنند.(نعمانی، همان: 279) در برخی دیگر، عدد بیشتری نیز ذکر شده است.(ابن طاووس، همان: ص151)

ظاهراً این نوع روایات، ناظر به زنانی‌اند که پس از قیام، حضرت را همراهی و در کارها با سپاه و اردوی امام مهدی (عج) مشارکت می‌کنند.


 

 

 

منبع: انتظار موعود -  قنبر علی صمدی

 


  

 

امام زمان (عج)

 

پیش از این در گفتار اول درباره اهمیت ادیان به آینده شناسی و آخرالزمان پژوهی مطالبی به محضر شما خواننده گرامی تقدیم شد. در این بخش به دنبال آن هستیم که نهایت و فرجام تاریخ را مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم. قبل از هر چیز باید به مقوله منجی گرایی صرف نظر از هر گونه نگاه دینی یا بین الادیانی  پرداخته شود. چرا که بالهای اندیشه انسانی از دیرباز در تکاپوی نیل به جامعه آرمانی و یا همان آرمانشهر انسانی بوده که به دور از هر گونه ظلم و تبعیض و بی عدالتی معادلات آن جامعه بر اساس کرامت انسانی و حرکت به سوی کمال شکل گیرد. در همین راستا نظریه های متفاوتی بر دیواره تاریخ اندیشه و تمدن بشری نقش بسته که هر یک با عنوانی به الگوی تکامل یافته و آرمانی جامعه بشری پرداخته که نظریاتی مانند آرمانشهر، مدینه فاضله، اتوپیا و ... از این قبیل اند.

 


 

اندیشمندان فلسفه تاریخ بر این باورند که تاریخ مجموعه ای از حوادث گسسته، جدا از هم و بی ارتباط با یکدیگر نیست. آنها معتقدند که هیچ رویداد تاریخی را نمی توان همچون جزیره ای دور افتاده و متروک در اقیانوسی وسیع و بیکران دانست، بلکه وحدت و پیوستگی زاده هدف تاریخ است.(1) بنابر این نظریه می‌توان دریافت که تاریخ، سیر واحدی است که در طول زمان استمرار دارد و همه رخدادها و اجزای آن در راستای هدف و غایتی نهایی پیش می روند. اتفاقات عبرت گونه ای که در سیر تطورات تاریخی رخ می دهد، بشریت را برای تحقق بخشیدن و دستیابی به این هدف و غایت آماده می سازند. بر این اساس تاریخ از نقطه ای آغاز می گردد که مردم خود را گرفتار ظلم و فساد و تبعیض و ناامنی می بینند، و به سوی نقطه ای پیش می روند که از امنیت، عدالت و نظم برخوردار گردند. بر این اساس جامعه انسانی در حرکت تکاملی خویش ،اهداف و غایاتی دارد، که جامع همه آنها تامین سعادت فردی و اجتماعی انسان است.

در همین راستا، ادیان الهی و اندیشه های بشری، آینده جامعه انسانی را با مساله منجی گرایی و منجی پژوهی گره می‌زنند و کاوش علمی و نظام مند آینده با رویکرد منجی پژوهی و منجی شناسی را، به عنوان یکی از آموزه‌های حیاتی و بنیادین خویش بر می شمرند. کاوش نظام مند ادیان درباره آینده انسان، با توجه  به نگرش جهان بینانه نسبت به عالم هستی، و چگونگی روایت نهایت تاریخ ، راهبرد اساسی دین برای انسانها است. این نگرش حرکتی جدید و منتظرانه در جهت حیات معقول، و آرمانی انسانی است. از این رو می توان گفت که منجی پژوهی، رویکرد نوین نظریه‌پردازی دینی در عرصه نجات‌گرایی، حقیقت‌گرایی، اصلاح‌گری، جهان‌گرایی و… است. منجی ‌پژوهی، شناخت طرح کلان الهی برای آینده بشریت و چگونگی قرار گرفتن در مدار مشیت او برای رسیدن به جامعه آرمانی است. این آموزه اندیشه‌ای معطوف به آینده است که براساس برنامه الهی، حرکت تاریخ به سوی آن برگشت ناپذیر و وعده داده شده است.

صرف نظر از روایاتی که در ادیان، به عصر طلایی بشراشاره نموده است، اندیشه های بشری در طول تاریخ به کرات، از آرزوی جامعه آرمانی و آرمان‌شهر سخن به میان آورده اند. «اتوپیا» یا جامعه آرمانی، از مفاهیمی است که سال‌ها ذهن اندیشوران زیادی را به خود مشغول کرده است

بر اساس این بینش و نگرش دینی می توان گفت که آینده، پایدارترین آموزه‌ای است که مورد توجّه ادیان الهی ـ به خصوص اسلام ـ است. چنانکه پاره‌ای از تعالیم و آموزه‌های اسلام و بقیه ادیان، در رابطه با آینده و متوجّه ساختن انسان‌ها به فرجام جهان است. این فرجام باوری هم می‌تواند شامل معاد باوری باشد و هم پایان باوری تاریخی باشد. بر این اساس هم پیش‌گویی غیبی و هم سنّت‌شناسی تاریخی شکل می‌گیرد. بهره‌گیری از آیات و روایات و تأمّل و اندیشه در حوادث و رویدادها، می‌تواند نگاه ما را به آینده، سامان درستی بخشد و یک نوع آینده‌پژوهی متعالی، مطمئن، بالنده و مترقّی را شکل دهد.

بشارت ظهور مصلح و موعود در آینده، با سامان بخشی به شرایط بحرانی آخرالزمان، انتظاری فعال را در نهاد جوامع انسانی ایجاد می کند که حرکت و تکاپوی حرکت به سمت  عصر طلایی زندگی بشر را  رقم می زند.. تحقیقات گستر ده ای که در باب اسطوره ها و شناخت تفکرات اقوام کهن صورت گرفته، نشان دهنده این نکته است که در بیشتر ادیان زمینی و آسمانی، مردم در انتظار موعودی بودند تا آنها را از تباهی نجات داده و آرامشی جاودانی را برای آنان به ارمغان بیاورد. با مطالعه کتابهای آسمانی و تاریخ ادیان، به خوبی روشن می‌شود که عقیده به موعود و مصلح کل،‌ اختصاص به اسلام ندارد، بلکه تمام ادیان و مذاهب آسمانی در این عقیده مشترکند، این عقیده نه تنها در ادیان الهی ‌ بلکه در کتب یونان قدیم، ‌افسانه‌های میترا،‌ کتب قدیم چینیان، ‌عقاید هندیان و در بین اهالی اسکاندیناوی و حتی در مصریان قدیم و بومیان وحشی مکزیک نیز دیده می شود که در یک عصر تاریک و بحرانی که جهان را فساد،‌ بیدادگری و بی‌دینی فرا گرفته،‌ نجات دهنده‌ای بزرگ طلوع می‌کند و به واسطه ‌نیروی فوق‌العاده‌ غیبی، اوضاع آشفته جهان را اصلاح نموده و خداپرستی را بر بی دینی و مادی‌گری غلبه می‌دهد. ادیان مقیاسی را برای آینده بشر در نظر گرفته اند، مخصوصاً ادیانی که از سوی خدا فرستاده شده اند. موعود در ادیان و اندیشه های الهی و انسانی به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته شده است، هر چند که با نامهای گوناگونی از او یاد شده است.

موعود

 

صرف نظر از روایاتی که در ادیان، به عصر طلایی بشر اشاره نموده است، اندیشه های بشری در طول تاریخ به کرات، از آرزوی جامعه آرمانی و آرمان‌شهر سخن به میان آورده اند. «اتوپیا» یا جامعه آرمانی، از مفاهیمی است که سال‌ها ذهن اندیشوران زیادی را به خود مشغول کرده است. شاید بتوان گفت از همان ابتدا که بشر توانست مفهوم جامعه بشری را درک کند، از پس سختی‌ها و مصائب، آرزوی چنین جامعه‌ای را با خود همراه کرده. این امید، همچنان تا به امروز ادامه یافته و تسکین‌دهنده بشر برای رهایی از مشکلات شده است.

«افلاطون» از اولین کسانی است که نظریه «مدینه فاضله» را مطرح و ویژگی هایی را برای آن بیان می کند.(2) ویژگی های مدینه فاضله ی مورد نظر خویش را در «السیاسة المدنیة» مطرح می نماید.(3) ویژگی های شهر مطلوب و آرمانی خویش را با نام «شهر خدا» مطرح نموده است. (4)  «توماس مور» از مشاهیر دوره ی رنسانس انگلستان نیز نام «اتوپیا»(5) را بر مدینه ی فاضله و آرمانی خویش نهاده است.(6)

با  این همه برخی از دانشمندان و متفکران ایده و آرمان «اتوپیا»را  تخیلی و دست نیافتنی تصور می کنند. (7) اما با نگرش در اندیشه های بزرگ مشاهده می شود که اگر چنین جهانی دست نیافتنی، اتوپیایی و خیال گونه بود، حتی حرف آن هم در میان جامعه انسانی مطرح نمی شد. در حالی که وقتی به گفتارهای اندیشمندان و فلاسفه ی بزرگی تاریخ اندکی تامل می کنیم، در می یابیم که شعار حکیمانی مانند: افلاطون، ارسطو، سیسرون، اگوستین، توین بی، راسل و نظایر آن ها که افرادی  اندیشمند و صاحبان علم و معرفتند و توانسته اند تأثیرات عمیقی را بر فرهنگ و تمدن بشر محیط زندگی بر جای بگذارند چنین جهانی را تصویر و تعریف می کنند، حتماً امکان وجود خواهد داشت و دست یافتنی هم می باشد.

بشارت ظهور مصلح و موعود در آینده، با سامان بخشی به شرایط بحرانی آخرالزمان، انتظاری فعال را در نهاد جوامع انسانی ایجاد می کند که حرکت و تکاپوی حرکت به سمت عصر طلایی زندگی بشر را رقم می زند.. تحقیقات گستر ده ای که در باب اسطوره ها و شناخت تفکرات اقوام کهن صورت گرفته، نشان دهنده این نکته است که در بیشتر ادیان زمینی و آسمانی، مردم در انتظار موعودی بودند تا آنها را از تباهی نجات داده و آرامشی جاودانی را برای آنان به ارمغان بیاورد

این آرزوی بشر، توسط ادیان به اوج خود می‌رسد و با ظهور مردی که منجی جهان است، حقیقت می‌یابد. البته باید گفت که مدینه فاضله پیامبران الهی در مقایسه با آرمان‌شهرهایی که اندیشه بشر، آن‌ها را طراحی کرده است، تفاوت ماهوی دارد؛ چرا که پیامبران الهی، به دنبال استقرار نظامی مطلوب برای زندگی بشر و سعادت او رفته‌اند که قانونگذار آن، خالق انسان‌ها است. البته تعبیر آن‌ها از آرمان‌شهر نیزجامعه‌ای است که اجرا‌کنندگان آن، پروا‌پیشگان وارسته‌ای هستند که خود را برابر خدا مسؤول می‌دانند و آمادة پاسخگویی از عملکرد خویش در روز واپسین هستند و در پی آن، هدایت مردمان را هدف نهایی خود قرار داده‌اند.

بر اساس آنچه گذشت روشن شد که ایده جامعه تکامل یافته و انسان متکامل نه تنها به عنوان تمایلی دینی و بیرون از خواستگاه فطری انسان نیست، بلکه ریشه در فطرت و اصل خواسته های آرمانی دارد، ولی با این همه به مقتضیاتی از جمله: جهانبینی های موجود در عالم انسانی،ارائه تعاریف ناقص از انسان و عالم انسانی، ضعف ادراک و کوتاهی فکر انسان، تحلیل بر اساس ظواهر و عدم تکامل تجربه معنوی و .. این تعاریف متفاوت و گاهی هم در برابر هم قرار می گیرند. لذا این آرمان فطری باید بر مبنای تجربه اصیل دینی که برگرفته از کلام وحی و پیشگوئی های انبیاء الهی می باشد، تحلیل، بررسی و مقیاس بندی شود تا آنچه از جامعه آرمانی، به تنهایی در شالوده اذهان بشری نقش بسته از یک توهم و خیال به یک واقعیت بیرونی و پیش رو نزدیک تر شود. 

 در بخشهای بعدی برآنیم که شخص منجی و ظهور او را از لابلای متون مقدس ادیان الهی و غیر الهی بررسی نموده و مختصات اندیشه «منجی گرایی  در ادیان» را مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم.

 

پی نوشتها:

1-  ر ک :خط امان ج 1 ص 240 -237

2-  افلاطون، جمهوری افلاطون، (ترجمه ی رضا کاویانی و محمدحسن لطفی)، ابن سینا، تهران، 1353 ش.

3-  فارابی، ابونصر، السیاسة المدنیة، (ترجمه ی حسن ملکشاهی)، سروش، تهران، 1376 ش.

4-  مجتهدی، کریم، فلسفه در قرون وسطی، بی نا، بی جا، بی تا.

5-  Utopia.

6-  مور، توماس، آرمانشهر (اوتپیا)، (ترجمه ی داریوش آشوری و نادر افشار نادری)، خوارزمی، تهران، 1373 ش.

7-  اتوپیا (Utopia) یا جامعه ی آرمانی، ناکجا آباد: جامعه ی کمال مطلوب که از کتابی به همین نام، نوشته ی توماس مور (14ـ1535 م) دانشمند انگلیسی گرفته شده است. توماس مور در این کتاب، کشوری خیالی را که در آن عدالت و مساوات برقرار باشد، توصیف کرده است.

 

 


  

حضرت فاطمه

 خداوند در قران الگوهای فراوانی را به ما معرفی کرده است که هر یک از آنها دنیایی از خوبی ها هستند. از پیامبرانی همچون ابراهیم و اسماعیل و یعقوب و یوسف و موسی و عیسی و یونس و هود و صالح علیهم السلام گرفته تا گل سرسبد آفرینش یعنی پیامبر عظیم الشان اسلام صلّی الله علیه و آله، از زنان قهرمانی همچون هاجر و مریم و آسیه گرفته تا مردان بزرگی همچون طالوت و لقمان همه و همه شخصیت های برجسته تاریخند که ارزش الگو پذیری را خواهند داشت.

الگوهای صبر و استقامت، جوانمردی و ایثار، کار و تلاش، مردانگی و گذشت، تقوی و پرهیزگاری، شهامت و رشادت، صفا و صمیمیت، مهربانی و عطوفت و خلاصه هر آنچه که در زیبایی های انسانی می توان یافت.

اما در میان این همه گل، خداوند دو تن را به خصوص نام برده تا نشان دهد که آنها الگوی تمام عیار انسانیتند. نخست، بت شکن بزرگ تاریخ حضرت ابراهیم علیه السلام است که در مورد او در سوره ممتحنه آیه 4 چنین می فرماید:

«قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی‏ إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ ...» ؛ «به یقین براى شما در (پیروی از) ابراهیم و کسانى که با او بودند، سرمشق نیکویی است.»

ابراهیم علیه السلام شخصیتی است که توانست افزون بر جایگاه پیامبری، مقام امامت را هم به دست آورد و خود را به بلندای انسانیت برساند. اما نفر دوم، خاتم پیامبران و گل سرسبد آفرینش است. قرآن در سوره احزاب آیه 21 در این باره می فرماید:

«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ» ؛ «همانا براى شما در (رفتار و سیره) رسول خدا الگو و سرمشقى نیکوست‏.»

آری، خداوند به همراه کامل ترین دستورالعمل زندگی، والاترین الگوی انسانیت را به مردم عرضه کرده است تا مسیر پیشرفت را بهتر و ساده تر بپیمایند.

روشن است که جانشینان او نیز هر یک چنین جایگاهی را خواهد داشت و الگوهای بزرگی برای زندگی مردم خواهند بود. الگوهایی که آنچنان گرانقیمت اند که لیاقت نشستن بر جایگاه محبوب ترین بنده خدا یعنی حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله را داشته اند.

فاطمه زهرا علیهاالسلام همان کسی است که منجی عالم بشریت نیز به او اقتدا می‌کند و از لحظه لحظه زندگی کوتاه او الگو می‌گیرد. این جمله کوتاه نشان دهنده آن است که اولا ابعاد وجودی این بانو تا چه اندازه گسترده و گرانقمیت است و ثانیا وجود نازنین او تا چه اندازه قابلیت الگو پذیری دارد

الگوی اصلی ما در هر دورانی چه کسی است؟ اگرچه هیچ یک از این الگوها در حصار زمان محدود نمی شوند و تنها مخصوص به دوران خود نیستند و برای همگان در همه دوران های تاریخی کارایی ویژه دارند اما باید دانست که الگوی اصلی در هر دورانی، حجت خدا در همان زمان است. همان شخصی که خداوند به عنوان پیشوای همان عصر و حجت خود بر مردم قرار داده است. امام صادق علیه السلام می فرماید:

«لا تَخْلُوَ أرضُ اللّه ِ مِنْ حُجَّةٍ یَکونُ مَعَهُ عِلْمٌ یَدُلُّ على صِدْقِ مَقالَتِهِ و جَوازِ عَدالَتِهِ.» (الکافی، ج 1، ص 168)

«زمین خدا از حجّتى که با خود دانشى گواه بر درستى گفتار و نشانه اى بر عدالتش دارد، خالى نباشد.»

بنابراین روشن است که الگوی اصلی و تمام عیار ما در دوران کنونی، امام زمانمان حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.

امام زمان همان «موعودی» است که در تمامی ادیان و مذاهب به آمدن او نوید داده شده است. (انقلاب جهانی مهدی، آیت الله مکارم شیرازی، ص52) همان شخصیتی است که قرار است نجات بخش همه عالمیان در دوره آخر الزمان باشد. همان شخصی است که در مذاهب و ادیان و دیدگاه ها و افکار گوناگون دنیا از او با عنوان «منجی» یاد می شود.

باید دانست که عقیده به آمدن «منجی آخر الزمان» نه تنها یک اعتقاد دینی در تمامی ادیان عالم است بلکه یک اندیشه فطری و درونی هم هست. حتی اگر کسی به آیین خاصی هم معتقد نباشد در فطرت خود نیاز به یک نجات بخش نهایی را خواهد یافت. بنابراین امام زمان یک هویت فرا زمانی و فرا مکانی دارد که باید نیاز همه منتظران عالم را پاسخگو باشد.

حضرت فاطمه

 

پس شخصیتی که جایگاهی این چنین رفیع در میان بزرگان عالم دارد باید خود الگویی آنچنان ارزشمند و والا باشد که چشمه های امید همه آزادگان و عدالت طلبان عالم را سیراب نماید. چرا که دنیا با وجود شخصیت‌های بزرگ و پراهمیتی که به خود دیده باز هم در انتظار قدوم مبارک او است.

  

الگوی امام زمان کیست؟

 اما نکته جالب این است که همین شخصیت والا و جهانی که قرار است در آینده ای نه چندان دور، عالمی را از ظلم و ستم نجات دهد و عدل و داد را در اقصا نقاط عالم بگستراند‌،‌ خود را مدیون شخصیت دیگری می داند و الگوی خود را انسان دیگری معرفی می کند. حقیقتا این سوال، حسّ کنجکاوی انسان را به تلاطم در می آورد که الگوی بزرگترین الگوی عالم کیست؟ این چه موجودی است که نقطه پرگار عالم را هم درگیر خود کرده و دل او را هم شیفته خود ساخته است؟ این چه شخصیت بزرگی است که دل وسیع منجی آخرالزمان را هم از آن خود ساخته است؟ همه عالم از آدم تا خاتم، از پیامبران و امامان تا مردم عادی، از گذشته تا کنون و از هم اکنون تا آینده ظهور،‌ در انتظار آمدن موعود هستند و نگاهشان به سوی او است اما او خود، نظر به شخصیت دیگری دارد. بنابراین الگوی او باید شخصیتی بسیار ارزشمند و والا مقام باشد و الگویی تمام عیار در همه زمینه ها به حساب آید.

این چه موجودی است که نقطه پرگار عالم را هم درگیر خود کرده و دل او را هم شیفته خود ساخته است؟ این چه شخصیت بزرگی است که دل وسیع منجی آخرالزمان را هم از آن خود ساخته است؟ همه عالم از آدم تا خاتم، از پیامبران و امامان تا مردم عادی، از گذشته تا کنون و از هم اکنون تا آینده ظهور،‌ در انتظار آمدن موعود هستند و نگاهشان به سوی او است اما او خود، نظر به شخصیت دیگری دارد

امام زمان(عج) در یکی از نامه‌های خود به این نکته اشاره‌ای کوتاه کرده است. در قسمتی از این نامه چنین آمده است:

«فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (الغیبة، شیخ طوسی، ص 286)؛ «برای من در (زندگی و رفتار) دختر رسول خدا صلّی الله علیه و آله الگو و سرمشقی نیکو است.»

آری، فاطمه زهرا علیهاالسلام همان کسی است که منجی عالم بشریت نیز به او اقتدا می‌کند و از لحظه لحظه زندگی کوتاه او الگو می‌گیرد. این جمله کوتاه نشان دهنده آن است که اولا ابعاد وجودی این بانو تا چه اندازه گسترده و گرانقمیت است و ثانیا وجود نازنین او تا چه اندازه قابلیت الگو پذیری دارد.

اما متاسفانه شخصیت آن بانو حتی در میان شیفتگان او هم مغفول باقی مانده است و ویژگی های شخصیتی او آنچنان که شایسته و بایسته است، مورد توجه قرار نگرفته است. بسیاری از ما او را تنها الگوی بانوان می دانیم و تنها به محورهایی نظیر حجاب و عفاف می اندیشیم که تازه پای الگوپذیریمان در همان دو محور هم لنگان است. اما حقیقت آن است که او الگویی ماندگار و تمام عیار برای همه آزادگان و حق طلبان است و مخصوص به جنسیت و زبان و زمان و ملیت خاصی نیست.

فاطمه علیهاالسلام الگوی صبر و شکیبایی، مقاومت و ایستادگی، استواری و حق طلبی، شهامت و شجاعت، صداقت و یک رنگی، کار و تلاش، مهر و محبت و عطوفت، همسرداری و تربیت فرزند، همبستگی خانوادگی و خانواده داری، عبادت و سحرخیزی، تعلیم و تعلم، آموزش و پرورش، ایثار و گذشت و فداکاری، تقوا و خویشتن داری، حجاب و عفاف و دیگر مسایل مهم فردی و اجتماعی است. پس بیایید به این بانوی بزرگ با نگاهی که در شان او است نظر بیافکنیم و بیش از گذشته از زندگی کوتاه اما پر محتوای او بهره بگیریم.

درود خدا بر فاطمه و پدرش، بر فاطمه و همسرش و بر فاطمه و فرزندان معصومش علیهم السلام.


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ