سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

فرهنگ عذرخواهی و عذر پذیری از نیازهای هر خانواده ای است که به کمک آن بسیاری از مشکلات، حل شده و بسیاری از اصلاحات، عملی می شود. این فرهنگ باید در هر خانواده ای نهادینه شود و به موقع مورد استفاده قرار گیرد. ضمن آن نیز لازم است که سوء استفاده ها و کج فهمی هایی که در این عرصه رایج است شناخته شود تا رفتارهای اشتباه به اسم عذرخواهی رواج پیدا نکند و ارزش نگردد.

 

عذرخواهی در سبد خانواده

نگاه دین ما به عذرخواهی نگاهی پیشگیرانه است. دین ما می گوید مومن بد نمی کند تا مجبور به عذرخواهی نشود. (امام حسین فرمودند :المومن لا یسی ء و لایعتذر: مومن بد نمی کند و عذر نمی خوهد. و بسیاری احادیث دیگر از این قبیل) اما اگر به هر دلیلی مرتکب عمل بدی شد دیگر لازم و واجب است  که عذر بخواهد. در مقابل، از مخاطب هم می خواهد که عذر پذیر باشد تا جائیکه می فرماید اگر او عذری نداشت خودت کمکش کن و عذری برایش بتراش . «اقبل عذر اخیک، و ان لم یکن له عذر فالتمس له عذرا»؛ عذر برادر خود را بپذیر و اگر او عذری نداشت برای خطای او عذری بتراش. (بحار الانوار، ج74، 165).

 

بنابراین آنها که یاد گرفته اند هر کاری دوست دارند انجام دهند سپس عذر بخواهند، عذرخواهی را به بیراهه برده اند. عذرخواهی نباید جاده ی "بد کردن" را برای ما هموار کند. که در این صورت اثر موضعی خودش را نیز از دست خواهد داد. فرهنگ عذرخواهی باید مثل فرهنگ درمان در بین مردم جا بیفتد. یعنی باید همان طور که از بیماری پیشگیری می کنند تا کار به درمان و دارو نکشد باید از "بدی" هم پرهیز کنند تا کا به عذرخواهی نکشد اما اگر "بدی" اتفاق افتاد عذرخواهی هم مثل درمان بیماری لازم است و الا  این بیماری پیشروی می کند تا جائیکه گاهی کار را به مرگ عاطفی و اخلاقی می کشاند.

 نحوه عذرخواهی

عذرخواهی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد که ساده ترین آن معذرت خواهی است. البته عذرخوای با جبران فرق می کند اما گاهی با جبران یک اشتباه هم می توان  عذرخواهی را هم نشان  داد البته اگر شان کسی که اشتباه کرده ایجاب می کند از او طلب عذر نداشته باشیم . مثل وقتی که والدین مرتکب اشتباهی در حق فرزندان می شوند. بدیهی است که والدین هم باید گاهی از فرزندان عذر بخواهند اما این عذرخواهی می تواند به شکلی سربسته اتفاق بیفتد کافی است که به نوعی اقرار کنند این رفتار اشتباه بوده است و ابراز پشیمانی کنند تا رفتارشان الگویی برای اشتباهات بعدی فرزندان نباشد. می توانند با محبت بیشتر آن را جبران کنند اما عذرخواهی والدین به شکلی واضح و برجسته نه به نفع والدین است نه به نفع فرزندان. تا فرزندان را بر والدین جسور و والدین را نزد فرزندان خفیف نکند.

گاهی عذرخواهی برای افراد سخت می شود که ریشه های آن را نیز باید در خانواده جستجو کرد. اگر در خانواده با تقصیرات و اشتباهات افراد برخوردی منطقی صورت بگیرد عذرخواهی برای آنها سخت نخواهد شد

 

 

اما عذرخواهی والدین از یکدیگر نزد فرزندان خوب است و موجب آموزش عذرخواهی و مسئولیت پذیری می شود. فرهنگ عذرخواهی وقتی در یک خانواده نهادینه می شود که در رفتار و کلام همسران وجود داشته باشد و از طریق تربیت ،تقلید و عادت به فرزندان هم منتقل بشود. اگر بچه ها شاهد عذرخواهی مادر از پدر یا برعکس باشند، عذرخواهی را به عنوان یک فرهنگ صحیح خواهند آموخت اما فرض کنید در خانواده ای عذرخواهی تنها از سوی مادر دیده می شود و پدر هر چند رفتارهای اشتباهی داشته باشد عذر نمی خواهد، در این صورت، این باور، به فرزند پسر خانواده منتقل می شود که تو نباید بابت اشتباهاتت عذر بخواهی حداقل در برخورد با جنس مونث باید به خودت حق غرور بیجا و زورگویی بدهی.

 

گاهی عذرخواهی برای افراد سخت می شود که ریشه های آن را نیز باید در خانواده جستجو کرد. اگر در خانواده با تقصیرات و اشتباهات افراد برخوردی منطقی صورت بگیرد عذرخواهی برای آنها سخت نخواهد شد. مثلا وقتی والدین با یک ظرف شکسته یا وسیله ی خراب شده مواجه می شوند، نباید دنبال مقصر بگردند. دنبال مقصر گشتن، در اشتباهات خانوادگی یکی از دلایل فرار کردن از زیر بار عذرخواهی است. زیرا با عذرخواهی مقصر شناخته و مستحق تنبیه خواهیم شد. اما گر برخورد والدین برخوردی منطقی باشد و به جای مقصر یابی به فکر چاره یابی برای حل مشکل باشند، ابراز تقصیر و اعتراف به خطا نیز کار سختی نخواهد بود.

 عذرپذیری

عذرخواهی باید با عذرپذیری ختم به خیر شود. عذرپذیری، ما را مهربان تر و نرم خوتر می کند و به اطرافیانمان جرات می دهد که نزد ما درد دل کنند و به خطاهایشان اعتراف کنند. کسانی که عذر پذیر نیستند، یک خطای کوچک را همیشه به خطاهای بزرگ تبدیل می کنند.

عذرپذیری در خانواده باید به شکل یک ارزش و یک اخلاق نیک به فرزندان آموزش داده شود. گاهی عدم عذرپذیری والدین، فرزندان را به تمرد و طغیان وا می دارد. فرزندان فراری از خانواده و بسیاری از نوجوانان بزهکار در شرایطی به خطاکاری رو کرده اند که از عذرپذیری والدین خود ناامید شده اند.

کسی که عذر دیگران را نمی پذیرد باید بیندیشد که در قیامت که خودش عذر خواه است دوست دارد خداوند با او چه کند؟


  

 

شناخت ها و افکار ما بر روی روابط ما تاثیر می گذارد و بیشترین رابطه ای که تحت تاثیر آن قرار می گیرد ، رابطه ی زناشویی است.

 


 

 

رموز پریشانی زندگی زناشوئی

 

ویژگی های شناختی شامل افکار ،احساسات ، نگرشها ، علایق و ارزشهای فرد می باشد. اطلاعات ما در مورد ویژگی های شناختی از طریق این که مردم چگونه به نظر می رسند، چگونه عمل می کنند و به چه شکل صحبت می کنند و چه چیزی می گویند کسب می شوند. چگونه لباس پوشیدن و خود را آراسته نگه داشتن دید افراد را نسبت به هنجارهای اجتماعی نشان می دهد. بنابراین می توان گفت که: افراد با مجموعه ای از انتظارات، باورها و تخیل ها درباره نقش همسرشان و همچنین نقش خودشان ازدواج می کنند. بسیاری از انتظارها ممکن است غیر واقع بینانه باشد و بدین وسیله سبب نومیدی، دلسردی ، بی اعتمادی و خصومت شود. در حقیقت روان شناسان دریافته اند که میزان باورهای غیر واقع بینانه درباره رابطه زناشوئی پیش بینی کننده نیرومندی برای پریشانی زندگی زناشوئی است. بنابراین برای رفع ناکارآمدی رابطه باید به بازسازی شناختی همسران پرداخت.

 روان شناسان معتقدند که دست کم پنج متغیر شناختی را  برای فهم کارکرد رابطه زناشوئی باید مورد بررسی قرار داد:

ادراک انتخابی: فرآیند ادراکی توجه اختصاصی فرد به جنبه هایی از رفتار همسرش زیربنای تمامی فرآیندهای شناختی فرد است ، زیرا اطلاعات اولیه لازم برای بررسی و ارزیابی شناختی را فراهم می کند.

اسنادها: هر فردی به دنبال این است که توصیفی برای رفتار یا رویدادی که در رابطه زناشوئی اتفاق می افتد بیابد. بنابراین ، هر رفتار یا رویدادی را به موضوعی نسبت می دهد.

انتظارات: همسران نه فقط به دنبال نسبت دادن رویدادها هستند، بلکه سعی دارند رویدادهایی را پیش بینی کنند که در روابط زناشوئی اتفاق خواهند افتاد. این انتظارات بر پاسخ های رفتاری و هیجانی فرد تاثیر می گذارند. همچنین بر فرضیات و باورهای همسران نیز تاثیرگذار هستند و از آنها تاثیر می پذیرند.

فرضیات: باورهای همسران درباره خصوصیات رابطه چگونگی رفتار همسر در رابطه را شامل می شود. ویژگی های رابطه بر پایه تجربیات گذشته فرد شکل می گیرد. فرضیات فرد باورهایی را شامل می شوند که تعیین کننده چگونه بودن رابطه در واقعیت است و تاکیدی بر الزام ها و بایدها ندارد.

معیارها: معیارهای فرد باورهایی را شامل می شود که در جهت تعیین ویژگی هایی است که در همسر و رابطه زناشوئی باید داشته باشند. بنابراین، فرضیاتی هستند در مورد این ویژگی ها چگونه باید باشند.

 

از میان نظریه های شناختی که می کوشد اختلاف های زناشوئی را تشریح کند به الگوهای اسنادی  بیش از همه توجه شده است. در زمینه تاثیر عوامل شناختی بر سازگاری روابط ، مطالعه سوگیریهای اسنادی از اهمیت خاصی برخوردار است. رابطه بین اسناد و سازگاری زناشوئی در تحقیقات متعددی نشان داده شده است و عقیده بر این است که سبک های اسنادی ممکن است آغازگر یا نگه دارنده روابط مختل باشد. فرضیه های بنیادی الگوهای اسنادی این است که استنباط های علی افراد ، که از مشاهده رفتار همسرانشان ناشی می شود ، بر میزان خوشنودی شان از رابطه زناشوئی بشدت اثر می گذارد.

روان شناسان مدعی هستند که برای حل همیشگی تعارض زناشوئی ،به ویژه اگر آن تعارض شدید و دائمی باشد، تغییر رفتار نابسنده خواهد بود. برای این کار نیاز به بازسازی شناختی است

 

 

محققان دریافتند که زوج های پریشان رفتار ناهمیارانه و منفی همسرانشان را به عامل های درونی نسبت می دهند و برخورد منفی آنان از این رهگذر افزایش می یابد. برعکس همسران غیرپریشان رفتارهای مثبت و پاداش بخش همسر خود را به احتمال بیشتر به عامل های درونی نسبت می دهند. زوج های پریشان برعکس زوج های غیر پریشان رفتار منفی همسر خود را بزرگ و رفتار مثبت وی را ناچیز جلوه می دهند.

 

بدین منظور برسبک اسنادی همسران با تاکید بر این ابعاد توجه می شود:

** اسناد درونی در برابر بیرونی 

**اسناد کلی در برابر اختصاصی     

**اسناد پایدار در برابر ناپایدار   

 در همین زمینه تحقیقی بر روی دو گروه از زوج ها انجام شد گروه اول زوج هایی بودند که ضمن داشتن رفتار بیش از حد کودکانه قبل از پایان سال اول زندگی از یکدیگر جدا شده بودند. گروه دوم گروهی بودند که از نظر یک سری خصوصیات با گروه اول همتا شده بودند. آنها از نظر دو متغیر شناختی شخصیت و تمرکز کنترل و اطمینان بین شخصی به صورت مجزا و ترکیبی و اثر آن بر رفتار قاطعانه در رویارویی با تعارضات زوجی ، مورد مطالعه قرار دادند.

 

محققان به این نتیجه رسیدند که مردانی که تمرکز درونی داشتند، بیشتر از مردان با تمرکز بیرونی در موقعیت های تعارضی ، رفتار قاطعانه نشان می دهند ، همچنین مردان با تمرکز برونی و اطمینان بالا ، کمترین رفتار قاطعانه  و زنان تمرکز درونی و اطمینان پایین ، قاطعیت بالایی نشان می دادند. لذا می توان گفت متغیرهای شخصیتی ، نقشهایی که توسط فرهنگ جامعه برای زن و شوهر تعیین شده است را تحت تاثیر قرار می دهند.

رموز پریشانی زندگی زناشوئی

 

روان شناسان مدعی هستند که برای حل همیشگی تعارض زناشوئی ،به ویژه اگر آن تعارض شدید و دائمی باشد، تغییر رفتار نابسنده خواهد بود. برای این کار نیاز به بازسازی شناختی است ، صرفا"با تغییر ساختار اعتقادی زوجین درباره ازدواج است که می توان مطمئن شد رابطه شادکام تر و ارضاکننده تری به وحود خواهد آمد. لذا برای حصول موفقیت، زوج درمانگرها و روان شناسان شناخت درمانگر در سه سطح به هم پیوسته عمل می کنند:

** قابل حصول ترین سطح یعنی افکار خودکاری(عقاید ، باورها  و  تصورات ) که آدمیان راجع به یک موقعیت خاص دارند، همچون، همسرم دیر کرده ،او به احساسات من اهمیت نمی دهد.

** سطح عمیق تر یا فرض های زیربنائی (قواعدی که شالوده افکار خودکار را می سازند)  مثل: روی حرف مردها نمی شود حساب کرد.

** سطح هسته ای، اعتقادات اساسی یا طرحواره ها (باورهای غیر مشروط و انعطاف پذیر برای سازمان دهی اطلاعات)مثال زیر نمونه از این نوع اعتقادات است: من همیشه تنها خواهم ماند.

 

 


  

از ویژگی های عمده ی کودکان ، خودخواهی و خود مرکز بینی است . می توان گفت اغلب کودکان ، قادر نیستند دیدگاه و نظرات دیگران را درک کنند . اکثر کودکان ، تنها چیزی را که می بینند ، نیازها و خواسته های خودشان می باشد . 


 

دنیا به دور من  می چرخد !

همان طور که گفتیم این ویژگی ، مخصوص "کودکانی "است که با توجه به سن کم و تجربه ی اندک شان از زندگی ، قادر به درک و فهم اطرافیان خود نمی باشند ؛ که البته با افزایش سن از شدت آن کاسته می شود. یعنی کودکان بزرگتر، به تدریج می توانند دیدگاه دیگران را درک کنند.

جالب است بدانیم که آنچه در برخی  از نوجوانان هنوز دیده می شود ، همین ویژگی خودخواهی و خودمرکزبینی است . می توان گفت : " برخی نوجوانان ، این ویژگی کودکانه را کماکان حفظ کرده اند ." البته  ماهیت خود مرکز بینی نوجوانان با کودکان تفاوت دارد.

 در این مقاله قصد داریم  تفکر خود مرکز بینی نوجوانان و اندیشه های آنان را مورد بررسی قرار دهیم :

 آدمهای بزرگ ، همیشه درست نمی گویند !

نوجوانان می توانند دنیا را به صورتی بسیار آرمانی تجسم کنند. به همین دلیل ، بسیاری از آنان ممکن است به این اندیشه برسند که افراد صاحب قدرت ، از جمله والدین و معلمانی که در گذشته مورد قبول و تحسین بوده اند ، دیگر افراد بی نقصی نیستند.

مثلا ممکن است معلمی را که در گذشته ستایش می کردند ، اکنون درباره ی او چنین قضاوتی نداشته باشند . این تغییر در نگرش ، گاهی گسترش می یابد و نهادهای اجتماعی و ساختار حکومت را نیز در بر می گیرد . به نظر می رسد که اگر والدین این ویژگی نوجوانان را امری طبیعی تلقی کنند ، و حتی آن را نشانه ای از رشد آن ها بدانند، در مواجهه با فرزندان خود موفقیت بیشتری خواهند داشت.

 من بهتر از بقیه می فهمم !

نوجوانان پس از کودکی ، ساختارهای ذهنی و عقلی شان گسترش می یابد و قادر می شوند که عمیق تر و وسیع تر فکر کنند . نوجوانان علاقه مندند که توانایی های ذهنی خود را در حل مسایل جاری به کار گیرند؛ از این رو ممکن است در بحث های مذهبی ، فلسفی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی با اشتیاق فراوان درگیر شوند . اگر والدین و معلمان،  برای بیان استدلال های آن ها فرصت مناسبی فراهم نمایند ، این اقدام به گسترس ذهنی نوجوان، و حتی اجتناب از مجادله های شدیدتر خانوادگی می انجامد .

بسیاری از نوجوانان تجارب زندگی خود را منحصر به فرد تلقی می کنند و خود را موجوداتی خاص و متفاوت می بینند . آن ها معتقدند که وقایع زندگی آنان از دیگران مستثناء است . شدت این تفکر به اندازه ای است که نوجوانان ، خود را از قوانین حاکم بر طبیعت و جهان جدا می بینند

همه ی آدمها من را نگاه می کنند !

 در تصور نوجوان ، همواره دیگران رفتار او را زیر ذره بین دارند ، و شاید به همین دلیل است که نوجوانان غالبا در مورد نحوه ی افکار و قضاوت دیگران درباره خود ، حساس و نگرانند . روان شناسان در توصیف این ویژگی ، مفهوم تماشاچی خیالی را به کار می برند.

بسیاری از نوجوانان نمی توانند میان آنچه که برای آنان اهمیت دارد ، و آنچه که دیگران درباره ی آنان با اهمیت می دانند ، تفکیک قایل شوند . به همین دلیل تصور می کنند که تفکر دیگران درباره ی آن ها مشابه تفکری است که درباره ی خود دارند . احتمالا به همین دلیل ، نوجوانان نسبت به قیافه ی ظاهری ، نوع پوشش ، رفتار اجتماعی و حتی موفقیت ها و شکست های تحصیلی و اجتماعی ، بیش از حد حساسیت پیدا می کنند .

نوجوانان معتقدند که دیگران نسبت به این گونه خصوصیات به اندازه خود آنان کنجکاوند . این ویژگی ممکن است حتی تا سنین بزرگسالی ادامه یابد . مثلا گاهی ما تصور می کنیم که نوع پوشش ما در یک مهمانی یا محفل جمعی ، مورد توجه شدید دیگران خواهد گرفت ،در حالی که در بسیاری از موارد ، پس از ترک آن میهمانی متوجه می شویم که اصلا چنین نبوده است. از آنجا که تحمل این وضعیت برای بسیاری از نوجوانان دشواراست ، به شما والدین گرامی توصیه می کنیم که خصوصیات نوجوان را به ویژه در ملاء عام ، مورد ایراد و سرزنش قرار ندهید .

  

من با بقیه فرق دارم !

دنیا به دور من  می چرخد !

بسیاری از نوجوانان تجارب زندگی خود را منحصر به فرد تلقی می کنند و خود را موجوداتی خاص و متفاوت می بینند . آن ها معتقدند که وقایع زندگی آنان از دیگران مستثناء است . شدت این تفکر به اندازه ای است که نوجوانان ، خود را از قوانین حاکم بر طبیعت و جهان جدا می بینند . مثلا بسیاری از نوجوانان براین باورند که با مصرف موادمخدر به صورت تفریحی ، هرگز معتاد نخواهند شد ، چنانچه با سرعت غیر مجاز رانندگی کنند ، تصادف نخواهند کرد و اگر اصول بهداشتی را نادیده بگیرند ، بیمار نخواهند شد.

 

این ویژگی ، عامل اصلی خطر پذیری های متعدد و بی پروایانه ای است که نوجوانان بدان دست می زنند . در واقع ، آن ها درباره ی خود به نوعی به پندار و افسانه شخصی معتقدند ، ولی نوجوانان به تدریج متوجه می شوند که ضمن تفاوت داشتن با دیگران ، از قوانین کلی حاکم بر جهان و کل طبیعت مستثنا نیستند .

 

این ؟ آن ؟ هیچ کدام ؟ یا هردو؟

از آنجا که نوجوانان به خاطر گسترش بافت های ذهنی و شناختی خود ، از وجود احتمالات متعدد آگاه می شوند ،خود را درمقابل طیفی از انتخاب های متنوع می بینند . این امر باعث سرگردانی آن ها در تصمیم گیری می شود . مثلا در انتخاب رشته تحصیلی ،همسر ، شغل یا به طور کلی تنظیم و تدارک برنامه ی آینده زندگی ، دستخوش دوگانگی های شدید می شوند.

فکر می کنم درسته ، ولی ...

بسیاری از نوجوانان در تفکیک واقعیت از خیال دچار مشکل می شوند ، یعنی گاهی به این باور می رسند که افکار آنان عین واقعیت است . تناقض های شدید در افکار و رفتارهای نوجوان، این مسئله را به خوبی تشریح می کند .

مثلا نوجوانی در اعتراض به آلودگی محیط زیست راه پیمایی می کند ، ولی همزمان از مصرف دخانیات دست بر نمی دارد ، یا اگر به نفع نهضت صلح دوستی در جهان فعالیت می کند ، در برخوردارهای شخصی خود شدیدا پرخاشگری می کند .

 آن دسته از نوجوانانی که درباره افکار و اندیشه های خود با اطرافیان فرصت بحث و تبادل نظر داشته باشند ، زودتر به افکار روشنتر و سالمتری می رسند.


  

چرا فرزند 12-10 ساله شما که عادت به صحبت کردن داشت، طی سالهای اخیر کم حرف شده است؟ این س?ال ذهن بسیاری از والدین را به خود اختصاص می دهد.

 

نوجوان

 

بنا بر دلایل بسیاری، فرزندان در اوایل نوجوانی ساکت می شوند. با ورود نوجوان به بزرگسالی نیاز او به تنهایی افزایش می یابد. نوجوان از تغییرات جسمی و عاطفی احساس شرم و ناامنی می کند. افکار و احساسات متغیر دارد و گاهی در خود فرو می رود.از طرفی نوجوان احساس می کند که از مهارت کافی برای صحبت کردن برخوردار نیست. او احساس می کند که بزرگسالان مهارت کافی در برقراری ارتباط و گفت وگو دارند.آنان به موقع و به جا صحبت می کنند. در حالی که نوجوان احساس می کند چنین مهارتی ندارد،پس کمتر صحبت می کند. او اعتماد به نفس کافی برای صحبت کردن و ابراز عقیده ندارد. ارتباط م?ثر عامل مهم روابط خوب خانوادگی است.نوجوانی که به راحتی با والدین صحبت نمی کند، نمی تواند نیازهایش را مطرح کند. فقط با ارتباط خوب و م?ثر می توانید به نوجوان توجه کنید و حامی او باشید. در غیر این صورت نوجوان با شما صمیمی نمی شود و حرف های دلش را نمی گوید.

چرا ما به ارتباط نیاز داریم؟

همه ما حتی اگر کلامی بر زبان نیاوریم، همیشه ارتباط برقرار می کنیم. با علایم غیرکلامی از طریق نحوه ایستادن، راه رفتن و طرز نگاه کردن می توان ارتباط برقرار کرد.

والدین حتی اگر صحبت نکنند همیشه با فرزندان ارتباط برقرار می کنند. والدین باید همیشه با فرزندان صحبت کنند. اگر آنان از آن طفره می روند، می توانید با روش های مختلف او را تشویق کنید.

چگونه می توان نوجوان را به صحبت کردن تشویق کرد؟

به حرف های نوجوان گوش کنید: بسیاری از نوجوانان شاکی هستند که والدین به حرف آنان گوش نمی کنند. ارتباط مانند خیابان دوطرفه است. اگر می خواهید نوجوان به حرف شما گوش کند، با دقت شنوای حرف هایش باشید.

برای نظر نوجوان احترام قائل شوید.

در برخی موضوعات نظر فرزندان را بپرسید:  گاهی نظر آنان با ارزش است. این امر به نوجوان کمک می کند که در مورد مسائل مختلف فکر کند و از طرفی اعتماد به نفس او افزایش می یابد.

با رفتار و گفتار مثبت سرمشق و الگوی فرزندان باشید: اگر با همسر و فرزندان رفتار خوبی داشته باشید، نوجوان می کوشد رفتار شما را سرمشق خود قرار دهد. 

انعطاف پذیر باشید:  به موضوعات مورد علاقه نوجوان توجه کنید. علایق و خواسته های نوجوان با ما فرق دارد؛ همان طوری که ما نوجوان بودیم، خواسته های ما با والدین متفاوت بود. خود را جای او بگذارید و مسائل را از دید او ببینید.

چه رفتارهای منفی را باید کنار گذاشت؟

توهین نکنید: نوجوانان مانند همه دوست ندارند تحقیر شوند. هرچه بیشتر به نوجوان توهین کنید، بیشتر از شما فاصله می گیرد و رفتارش بدتر می شود. تحقیقات نشان می دهد نوجوانانی که مورد تحقیر و توهین والدین هستند در زندگی فردی و اجتماعی در مقایسه با دیگران موفقیت کمتری دارند.

نظرات خود را به فرزندان تحمیل نکنید: هرگز فرزندتان به زور و اجبار نظرتان را نمی پذیرد. تحمیل نظر باعث جبهه گیری فرزندان می شود.

 

 

پیش داوری نکنید: ابتدا با دقت به حرف های فرزند گوش کنید سپس نتیجه گیری و داوری کنید. اگر جوان والدینش را روشنفکر نداند، حرف آنان را گوش نمی کند.

 

تا زمانی که احساس می کنید که نوجوان مشتاق شنیدن صحبت های شماست، موضوعات مختلف و رویدادهای زندگی تان را برای او مطرح کنید. فرزندان در نوجوانی کمتر از کودکی به والدین توجه دارند

چه رفتارهای مثبتی را باید انجام داد؟

زمانی که فرزندتان آمادگی دارد با او صحبت کنید: بزرگ ترین اشتباه را زمانی مرتکب می شوید که فرزندتان خود را برای رفتن به میهمانی دوستش آماده می کند و به او می گویید می خواهم باتو صحبت کنم.

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. اگر زمانی که فرزندتان حوصله و وقت کافی دارد با او صحبت کنید بهتر نتیجه می گیرید.

وقتی را فقط برای نوجوان اختصاص دهید: گاهی تنها، بدون حضور سایر اعضای خانواده با نوجوان به پارک، سینما، قهوه خانه سنتی، رستوران یا نمایشگاه نقاشی بروید.

در مورد رویدادهای روزانه و مسائل مختلف زندگی تان با نوجوان صحبت کنید: تا زمانی که احساس می کنید که نوجوان مشتاق شنیدن صحبت های شماست، موضوعات مختلف و رویدادهای زندگی تان را برای او مطرح کنید. فرزندان در نوجوانی کمتر از کودکی به والدین توجه دارند.

س?الات باز بپرسید

از پرسیدن س?الاتی که جواب آن بله یا خیر است خودداری کنید.به جای آن که بپرسید: «امروز خوب بود؟»بپرسید:«کلاس موسیقی چه طور بود؟»

نظر نوجوان را بی ارزش و مسخره ندانید: شاید نوجوان حرفی بزند که به نظر ما احمقانه و کودکانه است. اگر این امر را مستقیماً به او بگوییم ناراحت می شود و کمتر صحبت می کند.در برخی موارد که نظر او را قبول ندارید، آن را مطرح نکنید، زیرا نوجوان در این مقطع به تأیید نیاز دارد.

در گفتگو با نوجوان به او احترام بگذارید: همان طوری که به دوستان و آشنایان بزرگسال احترام می گذارید، با نوجوان رفتار کنید. نشان دهید که به دیدگاههای او احترام می گذارید. نفس عمیقی بکشید و محترمانه تصدیق کنید که او هم حرفهای ارزشمندی برای گفتن دارد.این امر به نوجوان کمک می کند احساس ارزش نماید.

غر نزنید: اگر به نوجوان بگویید:«همیشه اتاقت نامرتب است، از دستت خسته شدم.»،« چه قدر شلخته ای، کی درست می شوی؟»او جبهه می گیرد و رفتارش را تغییر نمی دهد. امام علی(ع) می فرمایند: بپرهیز از اینکه پی در پی سرزنش کنی. چرا که اینکار بر(انجام دادن) گناه جرات می دهد و سرزنش را بی اثر می سازد.(1)

حرف زدن با نوجوان

 

با فرزندتان به توافق برسید: وقتی با فرزندتان اختلاف نظر دارید و نظرتان را به او تحمیل می کنید، او ناراحت و عصبی می شود. بهتر است با صحبت کردن به دنبال راه حل بهتری باشید. این امر مصالحه خوانده می شود.

برای مثال اگر به فرزندتان بگویید باید امشب اتاقت را تمیز کنی هیچ عذری را هم نمی پذیرم. او جبهه می گیرد و می گوید: «به هیچ وجه نمی توانم، می خواهم به خانه دوستم بروم.» بهتر است بگویید: «من از وضعیت اتاقت خیلی ناراحتم، عزیزم، کی آن را تمیز می کنی؟»

به عنوان یک الگو برای او عمل کنید: به همراه همسر با بچه های کوچکتر خانواده راههایی را برای ایجاد یک رابطه خوب در خانواده طراحی کنید. به این ترتیب به طور غیرمستقیم به او روش احساس صمیمیت کردن و نظرخواهی را آموخته اید.

 

شنونده فعال باشید: گوش کردن به صحبت های نوجوان پیش از صحبت کردن اهمیت دارد. زیرا نوجوان احساس می کند او را درک می کنید. بکوشید حداقل روزی 20 دقیقه شنونده صحبت های او باشید. با روی باز روبه روی او بنشینید، در چشم هایش نگاه کنید و صحبت هایش را تکرار کنید. برای مثال، فرزندتان می گوید: «من، امروز تکالیف زیادی دارم.» در جواب بگویید «پس امروز حسابی سرت شلوغه؟»

او می گوید «امروز معلمم جلوی همه دانش آموزان با من دعوا کرد.» در جواب بگویید: «پس امروز از این که معلمت باهات دعوا کرد ناراحت شدی؟»

گوش کردن فعالانه چیزی فراتر از کلمات است. شما غم، شادی، رنجش یا ناراحتی فرزندتان را باید از پس کلمات و تعابیر او با تمام وجود حس کنید تا بتوانید خود را در موقعیت او قرار دهید.

همیشه فرزندتان را نصیحت نکنید: گرچه نصایح شما به نفع نوجوانان است، ولی آنان در این مقطع کمتر مایل به شنیدن آن هستند. توجه به نوجوان از اهمیت خاصی برخوردار است. ساکت باشید، به او فرصت دهید صحبت کند. با عجله حرفش را قطع نکنید و نظرتان را نگویید.

از موقعیت های غیررسمی برای برقراری ارتباط استفاده کنید: با فرزندان شوخی کنید و به آنان امکان دهید در حد اعتدال با شما شوخی کنند و راحت باشند.

خونسردی خود را حفظ کنید: اگر تحمل شنیدن حرف های نوجوان را ندارید، عصبانی نشوید. برای مثال اگر می گوید:«دوست هایم سیگار می کشند» سریع عصبانی نشوید و نگویید«دیگر حق نداری با آنان دوست شوی.» عصبانیت شما باعث می شود نوجوان بقیه حرف هایش را نزند و صحبت خاتمه یابد.

اگر باید با نوجوان در مورد موضوعات مهم نظیر سیگار کشیدن، و... صحبت کنید، زمانی را انتخاب کنید که هر دو آرامش و آمادگی صحبت دارید

جملات تان را با «من» شروع کنید: برای مثال: «من خیلی دوستت دارم و نگران می شوم وقتی می بینم با کسانی که سیگار می کشند، دوست می شوی.» یا«من نگران افت تحصیلی تو هستم، اخیراً خوب درس نمی خوانی؟ »نگرانی خود را با آرامش و خونسردی بیان کنید.

 پی نوشت:

1- غررالحکم ح3748


  

به گفته رئیس پلیس ترافیک شهری در سال تحصیلی جدید بکارگیری راننده مرد برای سرویس مدارس دختران دبیرستانی ممنوع است و قرار است از تاکسی‌های بانوان استفاده شود و شهرداری و آموزش و پرورش هم در تدارک هماهنگی‌های لازم برای اجرای آن هستند. 


 

به این خبر توجه کنید:

سرویس مدرسه

 

به‌کارگیری رانندگان مرد برای سرویس مدارس دختران دبیرستانی ممنوع است!

 

نخستین جلسه در خصوص سرویس مدارس سال تحصیلی 91-92 در شورای شهر تهران برگزار شد. براساس آئین نامه سرویس مدارس در سال تحصیلی جدید، به کارگیری راننده مرد برای سرویس مدارس دختران دبیرستانی ممنوع است و قرار است از تاکسی‌های بانوان استفاده شود و شهرداری و آموزش و پرورش هم در تدارک هماهنگی‌های لازم برای اجرای آن هستند.

تحلیل خبر!!

استفاده از راننده مرد برای سرویس‌های دبیرستان‌ دخترانه ممنوع شد. این در حالی است که پرونده دیوارهای بلند حیاط مدارس دخترانه هنوز باز است.

به گفته سرهنگ محسن مهرایی، رئیس پلیس ترافیک شهری، در سال تحصیلی جدید بکارگیری راننده مرد برای سرویس مدارس دختران دبیرستانی ممنوع است و قرار است از تاکسی‌های بانوان استفاده شود و شهرداری و آموزش و پرورش هم در تدارک هماهنگی‌های لازم برای اجرای آن هستند.!!!

(لازم به یادآوری است ،این ادامه همان طرحی است که در سال تحصیلی گذشته(91-90)، برای اولین‌بار طرح رانندگان زن برای سرویس‌ دبیرستان‌های دخترانه به منظور حفظ شئونات اسلامی در برخی از مدارس ، اجرایی شد. )

هر سال آموزش و پرورش قبل از آغاز سال تحصیلی آیین‌نامه‌هایی را مصوب می‌کند که جای تعجب دارد. هر چند شیرین‌کاری‌های آموزش و پرورش باعت تلخکامی دانش‌آموزان و معلمان می‌شود، اما بیشتر در حد حرف است و فرسنگ‌ها تا عمل فاصله دارد.

به گفته سرهنگ محسن مهرایی، رئیس پلیس ترافیک شهری، در سال تحصیلی جدید بکارگیری راننده مرد برای سرویس مدارس دختران دبیرستانی ممنوع است و قرار است از تاکسی‌های بانوان استفاده شود و شهرداری و آموزش و پرورش هم در تدارک هماهنگی‌های لازم برای اجرای آن هستند.!!!

از دیوار بلند حیاط مدارس تا کارنامه حجاب

در چند سال گذشته آموزش و پرورش تغییرات اساسی در مدارس دخترانه به وجود آورده است، از حذف معلمان مرد گرفته تا کشیدن دیوار بلند در حیاط مدارس دخترانه. سال گذشته رئیس سازمان نوسازی مدارس گفته بود که حدود 800‌ میلیاردتومان تا یک‌هزارمیلیارد تومان برآورد هزینه محرم‌سازی مدارس دخترانه با دیوارهای بلند در حیاط مدارس دخترانه است. البته این مقام مسئول تاکید کرده بود که محرم‌سازی مدارس بستگی به نوع مدارس و مشخصات فیزیکی آنها دارد و این طرح در حال کارشناسی است.

مدارس دخترانه

محرم‌سازی مدارس دخترانه در راستای طرح «شاداب‌سازی مدارس دخترانه» است. در این طرح ساخت دیوار‌های بلند، استتار دختران در حیاط‌های مرکزی، عدم ورود نامحرمان به مدارس بخشی از اهداف است.

به گفته مخالفان این دیوار‌های بلند و بی‌روح و مخفی کردن دختران در حیاط‌های کوچک علاوه بر اینکه شادی به دانش اموزان نمی‌دهد، بلکه باعث دلزدگی آنها از محیط مدارس می‌شود. البته اجرایی شدن این طرح تاکنون چندان مشهود نبوده و پرونده آن هنوز باز است.

 

مدتی قبل مدیرکل فرهنگی و هنری آموزش و پرورش از ارائه «کارنامه حجاب» برای مدارس دخترانه سراسر کشورخبر داد و گفته که قرار است از آن دسته مدیران مدارس دخترانه کشور که نسبت به رعایت حجاب در مدارس توجه بیشتری داشته باشند، تقدیر شود.

در عین حال براساس مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش مدیران مدارس دخترانه از بین زنان و مدیر مدرسه پسرانه از بین مردان انتخاب می‌شود. در صورتی استفاده از مدیر زن در آن دسته از مدارس ابتدایی پسرانه بلامانع است که بیشتر کارکنان آن زن هستند. چند سال قبل هم قائم مقام وزیر آموزش و پرورش خبر از حذف دبیران مرد از دبیرستان های دخترانه داد و آموزش و پرورش آن را به اجرا گذاشت. ضمن اینکه بر اساس مصوبات شورای نظارت مرکزی، معلمان خانم و آقا باید برای مدارس دخترانه و پسرانه به تفکیک استخدام شوند و استفاده از معلم مرد در مدارس دخترانه مجاز نیست.

این دیوار‌های بلند و بی‌روح و مخفی کردن دختران در حیاط‌های کوچک علاوه بر اینکه شادی به دانش اموزان نمی‌دهد، بلکه باعث دلزدگی آنها از محیط مدارس می‌شود

همچنین در چند سال گذشته نصب دوربین‌های مداربسته در مدارس رواج پیدا کرده است. در حالی که دو سال قبل آموزش و پرورش نصب دوربین‌های مدار بسته در کلاس‌های درس به ویژه مدارس دخترانه را ممنوع و فقط در راهروها و حیاط مدرسه مجاز اعلام کرد. هر چند در حال حاضر بیشتر مدارس دخترانه دوربین‌های مداربسته نصب کرده‌اند.

به گفته مدیرکل فرهنگی و هنری آموزش و پرورش «باید شرایطی برای محرم‌سازی در مدارس دخترانه ایجاد کرد تا دانش‌آموزان در زمان حضور در داخل مدرسه راحت باشند.»

حال محرم‌سازی مدارس دخترانه به سرویس‌های دبیرستان‌های دخترانه هم کشیده شده است و آموزش و پرورش باید از زنانی که گواهی‌نامه پایه یک و دو دارند، دعوت به عمل آورد تا بلکه در سال تحصیلی جدید پای نامحرم‌ها به دبیرستان‌های دخترانه کوتاه شود و این طرح را به مرحله اجرایی برساند و پرونده آن باز نماند و خاک نخورد.


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ